قدیمی ترین خبری که از کشتی گیله مردی در متون تاریخی آمده است به قرن چهارم هجری در کتاب ” احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم” تالیف ابوعبدالله محمدبن احمد مقدسی مربوط می شود .کشتی گیران کارکشته و آزموده بنام”پهلوان ” شناخته می شوند و تازه کاران را “نوچه” یا “تنگوله” می نامند.

این نوع کُشتی را که در آن مردان لخت شده و فقط شلواری کوتاه و چسبیده به بدن به پا داشتند(به گیلکی قَدَک شلار) که  با مشت و سیلی زدن، پیچاندن دست و پا و .... نیز همراه می شد مخصوص کُشتی گیران  گیلانی و مازندرانی می دانند.

هر منطقه چند پهلوان دارد و یک نفر را بعنوان “سرپهلوان” هم تعیین می کنند. سر پهلوان ،میدان دار و سر کشتی هم هست. در کُشتی گیله مردی(موشتی کوشتی=کشتی زدنی) هیچ یک از طرفین در صورت مضروب شدن ادعای خسارت و دیه نمی کنند و هیچ کس در این باره مسئولیتی ندارد.

مقدسی در قرن چهارم ه.ق می نویسد: " ایشان-گیلکان- در آن دشت هفته بازار ها دارند، برای هر دیه یک روز نهاده اند. پس از پایان بازار، زنان و مردان به جایگاه کُشتی گرفتن روند. داور در آن جا برنشسته، طنابی به دست گرفته هرکس پیروز شود، یک گره بر آن می بندد."

شاردن، کُشتی گیری در عروسی را در منطقه ی ایروان که در زمان شاه عباس دوم جزء  خاک ایران بود، دیده و خود در این عروسی شرکت داشته و مشاهدات انجام شده را در سفرنامه ی خود آورده است. زمان برگزاری کُشتی گیله مردی( موشتی کوشتی) از زمان خوشه برآوردن شالیزارها، تا هنگامی بود که باران های موسمی امکان برگزاری آن را ناممکن می کرد. این کُشتی جزء مراسم بسیاری از عروسی ها، جشن ها ی خرمن و برداشت محصولات باغی، شیلان کشی ها، اعیاد مذهبی و پذیرایی از پادشاهان و امیران بود.

 مراحل انجام کُشتی

گاه پهلوانان منگوله ای را با نخی اَلوان به گردن می­آویزند که (گردن گول) نامیده می شود و بازوبندی چرمین که در آن دعای دفع چشم زخم نهاده شده بر بازو می بندند و شلوار چسبان سیاهی می پوشند که گاه قلاب دوزی شده است و در گیلان" لاسپاره" و در رامسر شلوار مخصوص محلی و ساده به نام قدک خوانده می شود. بیشتر اوقات پهلوانان پیش از آغاز کُشتی گردن گول را از خود دور می کنند؛ اما بازوبند را اگر داشته اشند نگه می دارند.

ابتدا  چوبی در زمین فرو می کردند و به آن "بُرُم دار"[1] می گفتند و هدایایی از آن آویزان می شد تا افرادی که زودتر به محل کُشتی(میدان) می آمدند آنها را بردارند. بعدها بُرُم دار محلی به عنوان رخت آویز پهلوانان شد و پهلوان برنده آن را برداشته و با خود می بردند تا در مسابقه ای دیگر از آن استفاده نمایند. در شهرستان رامسر  زبانزد زیر رایج است:

خوشتِه کُشتی یَه بَتِه  خوشتِه بُرُم دارم وَتِه

 ترجمه: کُشتی خود را گرفته و برم دار خود را برداشته است) و کنایه از این است که کارش را تمام  کرده است.

کُشتی گیله مردی در رامسر

   در رامسر این نوع کُشتی به نام "کُشتی روخانه ای" نیز معروف است و مشابه کشتی "لوچو "در شرق مازندران است.افرادی از اهالی توساسان و یا منطقه ای به نام رودخانه ای ها و از روستاهای کلاچای و گیلان هرساله جهت مسابقه با افراد محلی از ییلاقات رامسر نظیر پهلوان تقی شعبانیان و پهلوان سلیمان پهلوان یلی و غیره به مسجد آدینه جواهرده می آمدند. در زمان گل کاری مسجد آدینه جواهرده(هفته دوم مرداد ماه و قبل از آغاز نوروز ماه دیلمی) انجام می شد. در ابتدا به صورت اطلاع رسانی عمومی از دو روز قبل با ساز و نقاره  انجام مسابقه به اطلاع همگان رسانده می شد. با زدن کف دو دست به هم و گفتن کلماتی نظیر یا علی، الله و ... و فرستادن صلوات حاضرین، کُشتی آغاز می شد.

دست و یا پشت پهلوان مغلوب اگر با زمین اصابت می نمود کُشتی تمام می شد و نفر برنده چرخی در میدان زده و حریف طلب می نمود. بعد از پایان مسابقه پهلوان جَستی بلند در مقابل چشم تماشاچیان انجام داده و از تماشاچیان هدیه(مرغ، بره و گوساله)، پارچه و غیره و یا پول دریافت می نمود. این جست زدن ها در مقابل افراد متموّل و بزرگان روستا  بلندتر می­نمود.

از پهلوانان چند دهه اخیر در شهرستان رامسر و حومه می توان به پهلوانان به نامی چون پهلوان تقی امینی، جعفر حسینی، محمدسلیمی، الله خلج، رضا شاه منصوری، رحمت‌الله عبدالكریمی، اسماعیل محمدزاده، حسن اقبالی، عنایت لاریجانی و حسن شعبانی  اشاره نمود.

در حال حاضر نیز با همّت نهادهای مردمی و هزینه کَرد ادارات محترم  هرساله کشتی گیله مردی بین قهرمانان گیلانی و مازندرانی و مسابقه اسب سواریُ طناب کشی و ... در سالن های سرپوشیده و یا  نقاط خوش آب و هوای شهرستان رامسر نظیر جواهرده انجام می شود.

منبع: برگرفته از کتاب "رامسر در آینه گردشگری" نوشته محمد ولی تکاسی