واژگان گیلکی رامسری
اجباری: سربازی
اربا: خرمندی، نام درخت و دانه اش، خرمالوی وحشی و جنگلی
اربو: خوج و میوه وحشی مانند اربوکو
اِسپِی: سپید
اُسُرِه: اشک
اُسَل: سَل، سد، آبگیر طبیعی، برکه
اَسو: اسب
اُشکام: شکم
اَشکِل: بوته به جامانده پس از درو شالی و برنج
اُشکُل: سنجاب
اَشکنه : نام گیاه
انبس: بسته و کنار هم، انبوه
اَنجامو: انجمن کردن، پشت سرگویی، غیبت کردن
اوجه: آن جا، اوره : آن ور
اِوریق: آبریز، آبریق
ایش مانسون: شنیدن، قابل شنیدن
ایشمانه: می توانی بشنوی
آغوز: گردو
آو: آب
آوتابه : آفتابه ؛ یعنی تاوه و تابه آب
آودل: میان آب
آودنگ: آسیاب آبی
آولاکو: لاک پشت؛ یعنی لاک آبی
بَا: شد و گردید، مانند کتیره ولا بَا: لبش کج شد
بال: دست
بِبِشته: برشته شده
بُبوسته: پوسیده
بَتَر: بدتر
بِتَر: بهتر
بترکست: ترکید
بُج: برنج
برار: برادر
بَرتَل: طرف تل و صخره، نام مکان مانند برتل چشمه
بُرمه: گریه، همان ونگ رودسری
بَزابا: زده بودش
بُسوته: سوخته شد
بُشابَا: رفته بود
بُشام: رفتم
بُکُرده: انجام داد
بَگِته: افتاد
بُمُوته مال: رها شده ، گاییده شده
بُمُوته: گشت و جست و جو کرد،
بُموج: بگرد، جست و جو کن
بِمَه با: آمده بود
بِمَه: آمد
بَنِم: بگذارم، مانند تخته سر بَنِم، الهی بمیری
بَنَم: گذاشتم
بَنِه: گذاشتی؟
بِنِیش: بنشین
بُور: قرمز ، ساقه جوان تمشک
بوشا: رفت
بوشابا: رفته بود
بوشورده: شست
بوک: لب
بویا: برنج آردشده به عنوان نشاسته غذا و افزایش غلظت آن، سبزی معطر
بَی چَه: زایید، کند: مانند میوه از درخت کندن
بی س: بمان
بیاردم: آوردم
بیج: برشته شده
بیشتِه: ته دیگ
بیلی: اردک
پُتَک: آفتاب گیر، نام مکان
پُتُن: پختن
پُتور: مورچه
پَته: سر، راز، نهان، آبرو،
پُرد: پل مانند پُردسر
پرکنه: می لرزد
پس بّمه: باز آمد ، پس آمد، عقب نشست
پُسَخت: پوست دباغی شده گوسفند؛ زیرانداز
پُل: تاول
پلا پیر: پدر بزرگ
پَلا دانه: دانه برنج پخته
پلا مار: مادربزرگ
پُلا: پلو در برابر چلو
پِلِه: بزرگ مانند پله سید، پله رود
پوچا با: خشک شده، پخته شده
پوچا شال: گربه وحشی، گربه شغالی
پوچا: گربه
پوچِه: پستان
پَی لم: آقاطی، پِلهَم
پِیر: پدر
پَیران: پدران
پینیک: وصله لباس
تادانه: درخت تو دانه دار
تاس: کاسه مسی
تِرمِی: مه تر و همراه با دانه های شبنم
تُرَنگ طلا: قرقاول، خروس وحشی جنگلی
تُرَنگ مرغ: مرغ وحشی جنگلی
تِرَه: برای تو
تُس: چُس، باد معده بی صدا
تَش: آتش
تُشک: هسته ، دانه
تُک: نوک
تَل: تلخ
تُل: چوب بلند و راست برای ریختن گردو
تِلا: خروس
تَلار: تالار، بالکن
تَلِه: صخره ، دام
تَمِش: تمشک باغی و با بوته کوتاه
تَو: نام درخت
تَوبُن: بن تو ؛ مکان رویش تو
تَوَد: بیانداز
تَور: تبر
تور: دیوانه یعنی تورانی
تورو: جارو، تارو
توسا: توسکا، نام درخت
توساسان: درخت تو از نوع ساسانی
تولومه: گوساله
توله: خار
تُوم: بوته برنج
تومیجار: خزانه برنج
تی ته: شکوفه
تِی شَه: مال تو، برای تو
تِی: تو
جدّه: مادر بزرگ
جَل: عمیق ، ژرف
جُل: لپ و گونه: مانند سرخ جل
جِن جیر: پرنده ای کوچک؛ کنایه از ریز و زبل، همانند جن در برو و زیر کاه، در میان بوته ها مخفی می شود و به سرعت می پرد.
جندپری: جن و پری
جِنده: زناکار ، پتیاره
جور: بالا
جَوَستن: جوییدن
جیر: پایین
جیرکاه: اتاق هم کف و پایینی
چاربدار: چارودار، ساربان اسب
چِتِین: خشکی دست، چندش آور
چُس: گوز بی صدا
چفتل: پیر مانند چفتل خیار
چکره: پشت زانو
چِل کین: ترمه شدید، مه شدید ، چرک مرده
چَل: گوشت قرمه شده برای زمستان
چُم: چشم
چو: چوب
چور: زمین رها شده ، موات،
چورته: نام مکان
چونگام: پایه چوپی برای مرزبندی باغ و حیاط
چیک سری: نیم خیز
خاخور: خواهر
خال: کرت شالیزار
خَجِرِه: داس، خنجر
خَستِه: نزدیک به هم ، انبوه مانند خسته نشا در برنج کاری
خِشتِک:
خَوتِن: خوابیدن
دار: درخت راست
داروزغ: داروگ، قورباغه درختی سبزرنگ و کوچک که آوازش نشانه باران است.
دال بَزه: وحشت، هراس، ترس؛ همانند زمانی که عقاب بزرگ به میان رمه یا ماکیان زده باشد
دال: عقاب بزرگ که گوسفند را نیز شکار می کند
دال: لاغر، کسی که از وحشت دال و عقاب لاغر مانده و نتوانسته تغذیه درست داشته باشد
دامن : جنگل
دانوم: می دانم
دُبوسته: بست ، در بند کرد
دتر: دختر
دَچکِسته: چسبید
دُخاله: چوب دو شاخه برای چیدن میوه ها
دُخونده: خواندش
دربوشا: دررفت
دَرزَن: سوزن، یعنی سوزن درز دوز
دَرمِه: نوعی گیاه
دُرَن: دو راهی ، مانند دو ران
دَرِه: دست خاله ، داس اره ای یعنی اره دستی مخفف دست اره
دُقوته: قایم و نهان شد
دَگِته: در میان افتادن، وارد شدن ، خود را وارد کردن: مانند دگته میان ، دگته میدان، دگته بیجار
دِل: میانه مانند وی دل دگته: در میان آن افتاد
دم لساکن: پرنده
دُماسه: گیر کرد
دَمَر: روی شکم خوابیدن؛ دمرو خوابیدن
دَمِرده: وسیله تی مانند برای صاف کردن بیجار و شالیزار و تراز کردن
دوآرد: قیچی پشم زنی
دودُم: نام حشره در فندق، گوش کراکونه در رودسر ؛ پرده گوش را پاره می کند و موجب کری می شود.
دوری: بشقاب از جنس خاص فلزی
دوز: دزد، دژ و قلعه مانند دوزکول
دوشاب: شیره خرمندی و خرمالو که با خاکستر کاه آماده می شود
دوع: دوغ
دول: آلت مردانه ، برای کودک استعمال می شود.
دومه: دسته بیل و مانند آن
دِیم: صورت ، گونه، نزدیک ، مانند: می دیم، نزدیک صورتم ، نزدیکم
دیو زیت: زیتون تلخ، زیتون وحشی
دیو: جن، وحشی
رِجه سَر: سر کوه
رِجِه: کوه، قله، چکاد
رَمَک: مکان رمه گاو یا گوسفند
رو: رود، مانند تور رو، اسپی رو
روخانه: بستر رود
ریزمال: گوسفند
ریسه: ریسه شده کاه و کلش و مانند آن
ریکا: محبوب ، پسربچه
زلزله: سیرسیرک ، نوعی جیرجیرک
زُما زماران: نوعی آیین در مراسم عروسی؛ شاید داماد و زن ماران است.
زُما: داماد
زمی: زمین، شالی
زَی شیر: شیر اول زائو از زن یا حیوان
زیبیل: زنبیل
سَرِد: سار سیاه و کبود
سِردِی: نردبان
سِرِه: سرا ، سرای گوسفند، آغل
سَس: بی نمک
سلمل: آبگیر
سُندُل: حلزون از هر دو نوع با لاک یا بی لاک
سنگ لات: رودخانه سنگی
سو: نور چشم، همانند: کم سو: کم نور
سوتو: سوخته، کاه سوخته شده ، خاکستر
سوسو: نور اندک از دور که کم و زیاد می شود
سینجرغ: انارجیجه ، نام گیاه عطری و خوراکی
شاش: بول، ادار
شال تسبیح: نام گیاه، تسبیح شغال یا تسبیح وحشی
شال چوس: نوعی قارچ گوگردی، گرد و گردی؛ یعنی گوز بی صدا شغال
شال: شغال، وحشی
شَتِرِه: شاخه نرم و ارتجاعی مانند شاخه به و توت
شِل: لنگ
شُل: نرم ، وارفته
شِلار: شلوار
شِندِر: پارچه کهنه
شِنگ کلّه: ژولیده سر و مو
شِنگ: ژولیده
شُو نِه: می روی؟
شو: شوهر یعنی کسی که هر شب با اوست
شودره: می رود
شَودَرِه: می روی، مانند کجا شودره؟
شوش: چوب نرم ونازک، شَتِره
شوشاخ: چوچاخ ، نام گیاه عطری و خوراکی
شول کشیدن: کیل زدن، هلهله کردن زنان در مراسم
شومار: مادر شوهر
شُومه: شما
شیان: شیون و فریاد ، اوشیان؛ فریاد و شیون آب، نام مکان
شِیت: شیرین عقل
شِفت: نچسب
طَلا: خروس
عسل عسلی: گل گاو زبان
فَل: شلتوک، پوست برنج
فی لیک: آب دهان، تُف
قاتق: خورشت
قوش: شاهین ، باز
قیش: کمربند
کارتن: عنکبوت،
کِترا: کفگیر
کِتِره: چانه
کَتِن: افتادن
کِتِیم: وار و رج در کشت ، کرکت بندی
کَچِک: قاشق چوبی
کِرَامِج: گوساله
کرت: پرنده
کَرچنگ: خرچنگ
کِرک: مرغ
کَری: سرخس
کش تفنگ: تیرکمان از جنس کش ؛ هم چنین کشفنگ
کَش: کش شلوار
کَش: گوشه، مانند کش باغ
کِشتا: نان محلی از گندم
کِشکِرِت: زاغی، یعنی مرغ کش و باغ
کَل گا: گاو نر تخمی
کُل: کند و غیر تیز
کلاج ملاج: رنگاوارنگ، قرمز و سیاه
کِلاج: کلاغ
کُلام: طویله گاو و گوسفند
کُلام: کرت شالی
کُلُش: کاه شالی
کُلوشکُون : مرغ مادر
کَلَه: ظرف گلی، آتش دان، آتشکده
کُلی بیلی: لک لک، همانند اردک
کُلی: ماهی کوچک، مانند کُلیکا
کُنجِگاو: گوزن شاخ دار
کُنوس جاپن، کنوجاپن: ازگیل ژاپنی، انبوه ، نام و میوه درخت
کُنوس: ازگیل وحشی، نام درخت
کوته: توله، بچه ، یعنی کوتوله
کوربیلی : جغد؛ یعنی اردک و پرنده کور
کورشاپر: خفاش، یعنی شب پر کور
کوکِه: مرغ حق، فاخته، با صدایش کوکو می کند.
کول کاپیس: پرنده
کول: لنگ، موج آب ، بلندی ، تپه ماهور، دوش مانند کول بگیر: دوش بگیر
کولدم: نوعی مار
کَولِه: گوساله شیر خوار
کُهل: نام درخت
کَی: بازی
کیجا: دختر بچه، یعنی جایش کجا، نامعلوم
کیجه کان: دختران
کیش: شمشاد
کینَه: انتها مانند کینه رود؛ یعنی انتهای رود
گاچ: انحراف پا و مفاصل
گالش: قوم، کوه نشین، دامدار
گاوگو: فضله گاو، پهن
گاوماز: نوعی زنبور خونخوار
گَبَر: اببا، نام پرنده نوک دراز
گَبَرگور: گور گبری و زرتشتی
گَتِه: بزرگ
گُراز: خوک وحشی
گَرزِنِه: گزنه، نام گیاه
گِرزِه: موش
گِرِک: زیردیگی که از ساقه های پیچک های وحشی درست می شود
گَرَه گوریه: مرغ حشره خوار درشت جثه که دایم می گردد مانند گرگوری
گزر: جزر عربی، همان هویج
گُشنه: گرسنه
گُل آغوزه: فندق؛ یعنی همانند گل گردو
گلف: کم پشت با فاصله
گُلِیش: کفش چرمی
گَمِج: ظرف گلی
گو: پهن، غائط انسان
گوز قوطّی: کوتوله ، کوتوله اجتماعی و سیاسی
گوز: گوز همان گاز معده از مقعد خارج شده
گَه رِه سَرِه: لا لایی؛ اشعار و ترانه های مخصوص کودکان،
گَه رِه: گهواره؛ گئره نیز استعمال می شود.
گیشَی سنگ: سنگ عروس، سنگی که عروس بر بالای آن تخت می زند و می نشیند مانند آن سنگ آب علی جواهرده
گیشَی: عروس ، مانند کتراگیشی، عروسک کفگیر برای مراسم،
لات: رود، رودخانه
لام بوس: دهان بر آمده ، گونه برآمده از غذا
لام: چاله آب در رودخانه، گودال آب
لاوند: طناب، ریسمان
لَپّا: باتلاق مانند لپاسر و لپاسرک
لَت: تخته های کوچک، مانند لته سر یعنی، خانه با سقف شیروانی تخته ای
لَچِک: روسری
لُم بو: گونه، جُل در رودسری
لُم بو: لیمو
لوسو: خمیر
لوکا: سوراخ
لِوی: دیگ
مار: مادر
ماران: مادران
ماز: زنبور؛ عسل ماز: زنبور عسل
مازو: بلوط تلخ وحشی
ماشه: انبر
مُرجُو: عدس
مُرس: مِس
مُرغانه: تخم مرغ
مِرَه: برای من
مُشتِه: یک مشت از هر چیزی ، مشت و دسته برنج و شالی
مَشتِی: مشهدی
مِقراض: قیچی، عربی است
مُلگُون: مار ، مار گَوَن
مُنُم: سرزنش
مُنِه: مَونِه: می مانند، همانند است: مره مونه ، تره مونه: مانند من و توست.
مُو: من
موتُرِه: لب ، حالتی خاص از لب
موچِه: بوسه : هم چنین موچّه
موس: بانس و کون، تپه
موسره: ماسوره
مول کوته: بچه زنا، فرزند زنا؛ مول یعنی زنا
مِی شَه: مال من
می شیم: نوعی گیاه در جواهرده و شاید همان میشی گوش
میان لات: میانه رود
میشی گوش: نام گیاه، یعنی گوش همانند میش گوسفند
میکا بیج: ذرت برشته شده
میکا: ذرت
میل جَه: گنجشک
مَین دامن: میانه جنگل
مِین: میانه
نخنم: نمی خواهم
نکّی: نیافتی
نِگی ته: نگرفتی
نوغان: کرم ابریشم
نوه نوه: ناخواسته
وُ رَی شِن: به هم زدن
واژک: نوعی پرنده شکاری
واسه: برای او، برایش
وَاش: علف هرز
واکرده: باز انجام
واگویه: بازگفتن
وَچَکشان: بچه ها
وچه: بچه
وَرپ: برف
وِرَرَه: برایش
وَرزا: ورزو ، گاو نر
وَرس: برخیز
وَرَسَه: بیدار شد، بلند شد
وِرگ: گرگ
وَره: بره گوسفند
وَرِه: می بارد، مانند: باران وَرِه
وُسَوسَه: مالید
وُسَوسینه: مالیدش
وِشنِه: گرسنه
وشوم: بلدرچین
وَعنِه: می خواهد
وَگِتِم: خسته شدم
وَگِتِه: خسته شد
وَگَردِن: برگردان!
وِگیته: برداشت
وِل: رها
وَل: کج و کژ
ولاکن: رها کن، وابده
وَلِش: تمشک وحشی جنگلی با بوته های بلند
ولگ: برگ
وَی چَه: جمع کرد
وَی چِی نِیم: بر می چینیم
وَی چِین: بر چین!
وی نزیک: آب بینی
وَی نَه: نیست، مثلا دارسر هیچی وینه: روی درخت چیزی نیست و فاقد میوه است.
وِیشکون: فشار با انگشت به بدن برای تنبیه مانند میشگون
ویشنا و تشنا: گرسنه و تشنه
وینجه: سقز، وینجه پوچا نابونه، آب بینی اش چسبیده و خشک نمی شود، ادامه ناراحتی
وِینه: می بیند
وینی: بینی
وییه: حشره
هال: شاخه درخت
هچی: الکی
هَدِه: بده!
هَدَه: داد ، بخشید، مانند: هَدَه هَیگیر: بده و بستان
هَلاکن: تکان دادن
هَلانه: گهواره ، گهواره ریسمانی که میان دو درخت زده می شود.
هلغزست: لغزید
هَمَه دَره: دارد می آید
هنده: دوباره ، باز
هَنِه: می آید
هوته: همین طوری، همین جوری
هِی تَه: همین طوری، همین جوری، بی دلیل مانند هی ته هدم: همین طوری و بی دلیل دادم.
هِی سِی: سیب
هَی گی ته: گرفت، گرفتی
هَی گیر: بگیر!
یاسه: دلتنگی ، انتظار
یَتَه: یکی
یه دانه: یک دانه
ئیل : آهیل ؛ نام پرنده
اربا: خرمندی، نام درخت و دانه اش، خرمالوی وحشی و جنگلی
اربو: خوج و میوه وحشی مانند اربوکو
اِسپِی: سپید
اُسُرِه: اشک
اُسَل: سَل، سد، آبگیر طبیعی، برکه
اَسو: اسب
اُشکام: شکم
اَشکِل: بوته به جامانده پس از درو شالی و برنج
اُشکُل: سنجاب
اَشکنه : نام گیاه
انبس: بسته و کنار هم، انبوه
اَنجامو: انجمن کردن، پشت سرگویی، غیبت کردن
اوجه: آن جا، اوره : آن ور
اِوریق: آبریز، آبریق
ایش مانسون: شنیدن، قابل شنیدن
ایشمانه: می توانی بشنوی
آغوز: گردو
آو: آب
آوتابه : آفتابه ؛ یعنی تاوه و تابه آب
آودل: میان آب
آودنگ: آسیاب آبی
آولاکو: لاک پشت؛ یعنی لاک آبی
بَا: شد و گردید، مانند کتیره ولا بَا: لبش کج شد
بال: دست
بِبِشته: برشته شده
بُبوسته: پوسیده
بَتَر: بدتر
بِتَر: بهتر
بترکست: ترکید
بُج: برنج
برار: برادر
بَرتَل: طرف تل و صخره، نام مکان مانند برتل چشمه
بُرمه: گریه، همان ونگ رودسری
بَزابا: زده بودش
بُسوته: سوخته شد
بُشابَا: رفته بود
بُشام: رفتم
بُکُرده: انجام داد
بَگِته: افتاد
بُمُوته مال: رها شده ، گاییده شده
بُمُوته: گشت و جست و جو کرد،
بُموج: بگرد، جست و جو کن
بِمَه با: آمده بود
بِمَه: آمد
بَنِم: بگذارم، مانند تخته سر بَنِم، الهی بمیری
بَنَم: گذاشتم
بَنِه: گذاشتی؟
بِنِیش: بنشین
بُور: قرمز ، ساقه جوان تمشک
بوشا: رفت
بوشابا: رفته بود
بوشورده: شست
بوک: لب
بویا: برنج آردشده به عنوان نشاسته غذا و افزایش غلظت آن، سبزی معطر
بَی چَه: زایید، کند: مانند میوه از درخت کندن
بی س: بمان
بیاردم: آوردم
بیج: برشته شده
بیشتِه: ته دیگ
بیلی: اردک
پُتَک: آفتاب گیر، نام مکان
پُتُن: پختن
پُتور: مورچه
پَته: سر، راز، نهان، آبرو،
پُرد: پل مانند پُردسر
پرکنه: می لرزد
پس بّمه: باز آمد ، پس آمد، عقب نشست
پُسَخت: پوست دباغی شده گوسفند؛ زیرانداز
پُل: تاول
پلا پیر: پدر بزرگ
پَلا دانه: دانه برنج پخته
پلا مار: مادربزرگ
پُلا: پلو در برابر چلو
پِلِه: بزرگ مانند پله سید، پله رود
پوچا با: خشک شده، پخته شده
پوچا شال: گربه وحشی، گربه شغالی
پوچا: گربه
پوچِه: پستان
پَی لم: آقاطی، پِلهَم
پِیر: پدر
پَیران: پدران
پینیک: وصله لباس
تادانه: درخت تو دانه دار
تاس: کاسه مسی
تِرمِی: مه تر و همراه با دانه های شبنم
تُرَنگ طلا: قرقاول، خروس وحشی جنگلی
تُرَنگ مرغ: مرغ وحشی جنگلی
تِرَه: برای تو
تُس: چُس، باد معده بی صدا
تَش: آتش
تُشک: هسته ، دانه
تُک: نوک
تَل: تلخ
تُل: چوب بلند و راست برای ریختن گردو
تِلا: خروس
تَلار: تالار، بالکن
تَلِه: صخره ، دام
تَمِش: تمشک باغی و با بوته کوتاه
تَو: نام درخت
تَوبُن: بن تو ؛ مکان رویش تو
تَوَد: بیانداز
تَور: تبر
تور: دیوانه یعنی تورانی
تورو: جارو، تارو
توسا: توسکا، نام درخت
توساسان: درخت تو از نوع ساسانی
تولومه: گوساله
توله: خار
تُوم: بوته برنج
تومیجار: خزانه برنج
تی ته: شکوفه
تِی شَه: مال تو، برای تو
تِی: تو
جدّه: مادر بزرگ
جَل: عمیق ، ژرف
جُل: لپ و گونه: مانند سرخ جل
جِن جیر: پرنده ای کوچک؛ کنایه از ریز و زبل، همانند جن در برو و زیر کاه، در میان بوته ها مخفی می شود و به سرعت می پرد.
جندپری: جن و پری
جِنده: زناکار ، پتیاره
جور: بالا
جَوَستن: جوییدن
جیر: پایین
جیرکاه: اتاق هم کف و پایینی
چاربدار: چارودار، ساربان اسب
چِتِین: خشکی دست، چندش آور
چُس: گوز بی صدا
چفتل: پیر مانند چفتل خیار
چکره: پشت زانو
چِل کین: ترمه شدید، مه شدید ، چرک مرده
چَل: گوشت قرمه شده برای زمستان
چُم: چشم
چو: چوب
چور: زمین رها شده ، موات،
چورته: نام مکان
چونگام: پایه چوپی برای مرزبندی باغ و حیاط
چیک سری: نیم خیز
خاخور: خواهر
خال: کرت شالیزار
خَجِرِه: داس، خنجر
خَستِه: نزدیک به هم ، انبوه مانند خسته نشا در برنج کاری
خِشتِک:
خَوتِن: خوابیدن
دار: درخت راست
داروزغ: داروگ، قورباغه درختی سبزرنگ و کوچک که آوازش نشانه باران است.
دال بَزه: وحشت، هراس، ترس؛ همانند زمانی که عقاب بزرگ به میان رمه یا ماکیان زده باشد
دال: عقاب بزرگ که گوسفند را نیز شکار می کند
دال: لاغر، کسی که از وحشت دال و عقاب لاغر مانده و نتوانسته تغذیه درست داشته باشد
دامن : جنگل
دانوم: می دانم
دُبوسته: بست ، در بند کرد
دتر: دختر
دَچکِسته: چسبید
دُخاله: چوب دو شاخه برای چیدن میوه ها
دُخونده: خواندش
دربوشا: دررفت
دَرزَن: سوزن، یعنی سوزن درز دوز
دَرمِه: نوعی گیاه
دُرَن: دو راهی ، مانند دو ران
دَرِه: دست خاله ، داس اره ای یعنی اره دستی مخفف دست اره
دُقوته: قایم و نهان شد
دَگِته: در میان افتادن، وارد شدن ، خود را وارد کردن: مانند دگته میان ، دگته میدان، دگته بیجار
دِل: میانه مانند وی دل دگته: در میان آن افتاد
دم لساکن: پرنده
دُماسه: گیر کرد
دَمَر: روی شکم خوابیدن؛ دمرو خوابیدن
دَمِرده: وسیله تی مانند برای صاف کردن بیجار و شالیزار و تراز کردن
دوآرد: قیچی پشم زنی
دودُم: نام حشره در فندق، گوش کراکونه در رودسر ؛ پرده گوش را پاره می کند و موجب کری می شود.
دوری: بشقاب از جنس خاص فلزی
دوز: دزد، دژ و قلعه مانند دوزکول
دوشاب: شیره خرمندی و خرمالو که با خاکستر کاه آماده می شود
دوع: دوغ
دول: آلت مردانه ، برای کودک استعمال می شود.
دومه: دسته بیل و مانند آن
دِیم: صورت ، گونه، نزدیک ، مانند: می دیم، نزدیک صورتم ، نزدیکم
دیو زیت: زیتون تلخ، زیتون وحشی
دیو: جن، وحشی
رِجه سَر: سر کوه
رِجِه: کوه، قله، چکاد
رَمَک: مکان رمه گاو یا گوسفند
رو: رود، مانند تور رو، اسپی رو
روخانه: بستر رود
ریزمال: گوسفند
ریسه: ریسه شده کاه و کلش و مانند آن
ریکا: محبوب ، پسربچه
زلزله: سیرسیرک ، نوعی جیرجیرک
زُما زماران: نوعی آیین در مراسم عروسی؛ شاید داماد و زن ماران است.
زُما: داماد
زمی: زمین، شالی
زَی شیر: شیر اول زائو از زن یا حیوان
زیبیل: زنبیل
سَرِد: سار سیاه و کبود
سِردِی: نردبان
سِرِه: سرا ، سرای گوسفند، آغل
سَس: بی نمک
سلمل: آبگیر
سُندُل: حلزون از هر دو نوع با لاک یا بی لاک
سنگ لات: رودخانه سنگی
سو: نور چشم، همانند: کم سو: کم نور
سوتو: سوخته، کاه سوخته شده ، خاکستر
سوسو: نور اندک از دور که کم و زیاد می شود
سینجرغ: انارجیجه ، نام گیاه عطری و خوراکی
شاش: بول، ادار
شال تسبیح: نام گیاه، تسبیح شغال یا تسبیح وحشی
شال چوس: نوعی قارچ گوگردی، گرد و گردی؛ یعنی گوز بی صدا شغال
شال: شغال، وحشی
شَتِرِه: شاخه نرم و ارتجاعی مانند شاخه به و توت
شِل: لنگ
شُل: نرم ، وارفته
شِلار: شلوار
شِندِر: پارچه کهنه
شِنگ کلّه: ژولیده سر و مو
شِنگ: ژولیده
شُو نِه: می روی؟
شو: شوهر یعنی کسی که هر شب با اوست
شودره: می رود
شَودَرِه: می روی، مانند کجا شودره؟
شوش: چوب نرم ونازک، شَتِره
شوشاخ: چوچاخ ، نام گیاه عطری و خوراکی
شول کشیدن: کیل زدن، هلهله کردن زنان در مراسم
شومار: مادر شوهر
شُومه: شما
شیان: شیون و فریاد ، اوشیان؛ فریاد و شیون آب، نام مکان
شِیت: شیرین عقل
شِفت: نچسب
طَلا: خروس
عسل عسلی: گل گاو زبان
فَل: شلتوک، پوست برنج
فی لیک: آب دهان، تُف
قاتق: خورشت
قوش: شاهین ، باز
قیش: کمربند
کارتن: عنکبوت،
کِترا: کفگیر
کِتِره: چانه
کَتِن: افتادن
کِتِیم: وار و رج در کشت ، کرکت بندی
کَچِک: قاشق چوبی
کِرَامِج: گوساله
کرت: پرنده
کَرچنگ: خرچنگ
کِرک: مرغ
کَری: سرخس
کش تفنگ: تیرکمان از جنس کش ؛ هم چنین کشفنگ
کَش: کش شلوار
کَش: گوشه، مانند کش باغ
کِشتا: نان محلی از گندم
کِشکِرِت: زاغی، یعنی مرغ کش و باغ
کَل گا: گاو نر تخمی
کُل: کند و غیر تیز
کلاج ملاج: رنگاوارنگ، قرمز و سیاه
کِلاج: کلاغ
کُلام: طویله گاو و گوسفند
کُلام: کرت شالی
کُلُش: کاه شالی
کُلوشکُون : مرغ مادر
کَلَه: ظرف گلی، آتش دان، آتشکده
کُلی بیلی: لک لک، همانند اردک
کُلی: ماهی کوچک، مانند کُلیکا
کُنجِگاو: گوزن شاخ دار
کُنوس جاپن، کنوجاپن: ازگیل ژاپنی، انبوه ، نام و میوه درخت
کُنوس: ازگیل وحشی، نام درخت
کوته: توله، بچه ، یعنی کوتوله
کوربیلی : جغد؛ یعنی اردک و پرنده کور
کورشاپر: خفاش، یعنی شب پر کور
کوکِه: مرغ حق، فاخته، با صدایش کوکو می کند.
کول کاپیس: پرنده
کول: لنگ، موج آب ، بلندی ، تپه ماهور، دوش مانند کول بگیر: دوش بگیر
کولدم: نوعی مار
کَولِه: گوساله شیر خوار
کُهل: نام درخت
کَی: بازی
کیجا: دختر بچه، یعنی جایش کجا، نامعلوم
کیجه کان: دختران
کیش: شمشاد
کینَه: انتها مانند کینه رود؛ یعنی انتهای رود
گاچ: انحراف پا و مفاصل
گالش: قوم، کوه نشین، دامدار
گاوگو: فضله گاو، پهن
گاوماز: نوعی زنبور خونخوار
گَبَر: اببا، نام پرنده نوک دراز
گَبَرگور: گور گبری و زرتشتی
گَتِه: بزرگ
گُراز: خوک وحشی
گَرزِنِه: گزنه، نام گیاه
گِرزِه: موش
گِرِک: زیردیگی که از ساقه های پیچک های وحشی درست می شود
گَرَه گوریه: مرغ حشره خوار درشت جثه که دایم می گردد مانند گرگوری
گزر: جزر عربی، همان هویج
گُشنه: گرسنه
گُل آغوزه: فندق؛ یعنی همانند گل گردو
گلف: کم پشت با فاصله
گُلِیش: کفش چرمی
گَمِج: ظرف گلی
گو: پهن، غائط انسان
گوز قوطّی: کوتوله ، کوتوله اجتماعی و سیاسی
گوز: گوز همان گاز معده از مقعد خارج شده
گَه رِه سَرِه: لا لایی؛ اشعار و ترانه های مخصوص کودکان،
گَه رِه: گهواره؛ گئره نیز استعمال می شود.
گیشَی سنگ: سنگ عروس، سنگی که عروس بر بالای آن تخت می زند و می نشیند مانند آن سنگ آب علی جواهرده
گیشَی: عروس ، مانند کتراگیشی، عروسک کفگیر برای مراسم،
لات: رود، رودخانه
لام بوس: دهان بر آمده ، گونه برآمده از غذا
لام: چاله آب در رودخانه، گودال آب
لاوند: طناب، ریسمان
لَپّا: باتلاق مانند لپاسر و لپاسرک
لَت: تخته های کوچک، مانند لته سر یعنی، خانه با سقف شیروانی تخته ای
لَچِک: روسری
لُم بو: گونه، جُل در رودسری
لُم بو: لیمو
لوسو: خمیر
لوکا: سوراخ
لِوی: دیگ
مار: مادر
ماران: مادران
ماز: زنبور؛ عسل ماز: زنبور عسل
مازو: بلوط تلخ وحشی
ماشه: انبر
مُرجُو: عدس
مُرس: مِس
مُرغانه: تخم مرغ
مِرَه: برای من
مُشتِه: یک مشت از هر چیزی ، مشت و دسته برنج و شالی
مَشتِی: مشهدی
مِقراض: قیچی، عربی است
مُلگُون: مار ، مار گَوَن
مُنُم: سرزنش
مُنِه: مَونِه: می مانند، همانند است: مره مونه ، تره مونه: مانند من و توست.
مُو: من
موتُرِه: لب ، حالتی خاص از لب
موچِه: بوسه : هم چنین موچّه
موس: بانس و کون، تپه
موسره: ماسوره
مول کوته: بچه زنا، فرزند زنا؛ مول یعنی زنا
مِی شَه: مال من
می شیم: نوعی گیاه در جواهرده و شاید همان میشی گوش
میان لات: میانه رود
میشی گوش: نام گیاه، یعنی گوش همانند میش گوسفند
میکا بیج: ذرت برشته شده
میکا: ذرت
میل جَه: گنجشک
مَین دامن: میانه جنگل
مِین: میانه
نخنم: نمی خواهم
نکّی: نیافتی
نِگی ته: نگرفتی
نوغان: کرم ابریشم
نوه نوه: ناخواسته
وُ رَی شِن: به هم زدن
واژک: نوعی پرنده شکاری
واسه: برای او، برایش
وَاش: علف هرز
واکرده: باز انجام
واگویه: بازگفتن
وَچَکشان: بچه ها
وچه: بچه
وَرپ: برف
وِرَرَه: برایش
وَرزا: ورزو ، گاو نر
وَرس: برخیز
وَرَسَه: بیدار شد، بلند شد
وِرگ: گرگ
وَره: بره گوسفند
وَرِه: می بارد، مانند: باران وَرِه
وُسَوسَه: مالید
وُسَوسینه: مالیدش
وِشنِه: گرسنه
وشوم: بلدرچین
وَعنِه: می خواهد
وَگِتِم: خسته شدم
وَگِتِه: خسته شد
وَگَردِن: برگردان!
وِگیته: برداشت
وِل: رها
وَل: کج و کژ
ولاکن: رها کن، وابده
وَلِش: تمشک وحشی جنگلی با بوته های بلند
ولگ: برگ
وَی چَه: جمع کرد
وَی چِی نِیم: بر می چینیم
وَی چِین: بر چین!
وی نزیک: آب بینی
وَی نَه: نیست، مثلا دارسر هیچی وینه: روی درخت چیزی نیست و فاقد میوه است.
وِیشکون: فشار با انگشت به بدن برای تنبیه مانند میشگون
ویشنا و تشنا: گرسنه و تشنه
وینجه: سقز، وینجه پوچا نابونه، آب بینی اش چسبیده و خشک نمی شود، ادامه ناراحتی
وِینه: می بیند
وینی: بینی
وییه: حشره
هال: شاخه درخت
هچی: الکی
هَدِه: بده!
هَدَه: داد ، بخشید، مانند: هَدَه هَیگیر: بده و بستان
هَلاکن: تکان دادن
هَلانه: گهواره ، گهواره ریسمانی که میان دو درخت زده می شود.
هلغزست: لغزید
هَمَه دَره: دارد می آید
هنده: دوباره ، باز
هَنِه: می آید
هوته: همین طوری، همین جوری
هِی تَه: همین طوری، همین جوری، بی دلیل مانند هی ته هدم: همین طوری و بی دلیل دادم.
هِی سِی: سیب
هَی گی ته: گرفت، گرفتی
هَی گیر: بگیر!
یاسه: دلتنگی ، انتظار
یَتَه: یکی
یه دانه: یک دانه
ئیل : آهیل ؛ نام پرنده
+ نوشته شده در جمعه ششم آذر ۱۳۹۴ ساعت 13:32 توسط خلیل منصوری
|