جوهر و عرض هردو از قبيل معقولات ثانيهٔ فلسفي هستند و نبايد هيچ‌كدام از آنها را جنس عالي و مقولهٔ ماهوي به‌حساب آورد.

پس جواهر عقلانی، نفسانی و جسمانی و مثالی و نیز اعراضی چون: کم و کیف و اَین و مَتی و اَن یَفعل و اَن یَنفعل و اضافه و وضع و جِدَه از مقولات ماهوی و جنس عالی نیست.

هم چنین صدرالمتألهين تصريح فرموده که حركت از مفاهيم وجودي است و نه خودش مقوله است و نه مندرج در هيچ مقولهٔ ماهوي است.

از سوی دیگر، بسياري از آنچه به‌نام عَرض خارجي و یا به‌عنوان مقوله يا نوعي از آن شمرده شده و ازجمله، همهٔ مقولات نسبي هفت‌گانه(اَین و مَتی و اَن یَفعل و اَن یَنفعل و اضافه و وضع و جِدَه) از مفاهيم انتزاعي است و هيچ‌كدام از آنها از اعراض خارجي نيست تا مقولهٔ ماهوي مستقل، يا نوعي از مقولات به‌شمار آيد.

به سخن دیگر، هيچ‌يك از مفاهيمي كه به‌نام «مقولات نسبي» ناميده مي‌شوند، از مفاهيم ماهوي و معقولات اُولي نيستند؛ زيرا همگي مشتمل بر مفهوم نسبت هستند و نسبت، مابازای عيني ندارد.

ازجمله شواهد بر اعتباري بودن اضافه اين است كه از يك سوي در مورد خداي متعالی، و از سوي ديگر در مورد اعتباريات و حتي معدومات و ممتنعات نيز صدق مي‌كند.

اعتباري بودن اين مفاهيم بدان معنا نيست كه به‌طور گزاف و به دلخواه مي‌توان به اشياء مختلف نسبت داد، بلكه بدين معناست كه داراي منشأ انتزاع هستند ولي خودشان مابازای عيني ندارند.

اتصاف اشياء خارجي به اين‌گونه مفاهيم، دليل ماهيت بودن آنها نيست، چنان‌كه اتصاف به ساير معقولات ثانيهٔ فلسفي هم دليل وجود مابازایِ عيني براي آنها نيست.