حضور حاضر

چند سالي در نزدشان زانو ادب زمين زديم، ولي چون دل هايمان زنگار بسته بود و زميني شوره زار و عزاز و عرف داشتيم، هيچ باراني از اشك شوق و اشتياق و فراق ايشان بر آن ننشست و هيچ گياهي در آن سبز نشد و نروييد. اين گونه شد كه سال هايمان به حسرت گذشت و انگشت ندامت به دندان طمع گزيديم و چيزي را خواستيم كه بيرون از دايره وقوفي ما بود و اين گونه شد كه از حد لايقف به حد يقف در دايره نزول و صعود چون خري در گل مانديم. مگر نه اين است كه از هزاران مرغ تنها سي مرغ به مقصد رسيدند و چون در خود نگريستند تنها سيمرغ را ديدند. پس چه انتظاري از ماست تا به مقام وحدت وجودي حقيقي دست يابيم درحالي كه هنوز در انديشه و پندار سي مرغ هستيم و از فناي و وحدت حقيقي جز هوس زودگذر چيزي نمي دانيم و نمي جوييم كه اين يا به نام است يا نان.

هر گاه در درس به سكوت مي نشست گمانمان آن بود كه مطلب را فراموش كرده است ولي چون مي نگريم مي بينيم كه در سير ملكوتش، حضور حاضران را به حضور حاضري ديگر پيشكش كرده و به محضري ديگر رفته و به مرگ اختياري جان ازتن بر آورده و به فناي ذات زانوي تلمذ به ساحت " و علم  آدم الاسماء‌ كلها " زده است. اكنون چنان خواسته است كه همه حضرات را حاضر باشد. پس در مدرس فاطميه بود و شاگردان پروانه وار به دورش حلقه بسته بودند ولي او هيجده هزار و يا بيست و چهار هزار عالم و يا بي نهايت عوالم را سير مي كرد و تنها چشمانش در حدقه اي مي گرديد و حضورش را در حلقه مي نمايند.

شايد در غربت غريب كسي بود تا كشف هاي پس پرده مرگ اختياري اش را بگويد ولي چه كسي مي توانست تاب اين همه را داشته باشد و خوشه اي از بي نهايت بر گيرد؟ آيا جز صمت و سكوت وي را چاره اي بود. اگر سخن مي گفت متهم به جنون و ديوانگي بود و اگر نگويد متهم به كتوم و كتمان و يا بدتر از آن به بخل مي شد.

كسي به خشونت متعرض وي مي شود و را به دكان داري متهم مي سازد و اين كه پروانه ها گرد مي آورد تا شمع نمايد و عرفان را تابلوي دكان خان كند و چه دانست آن متعرض كه اين پروانه ها به نوري گرد آمدند هر چند كه توان تن به آتش زدن ندارند و تنها مدعيان اين ره هستند كه زمانه بر نمي تابد حتي سخن از عالمان عمل را چه رسد كه برتابد عمل بر اين سوختن و ساختن را؟

بي گمان او مستاجر تن بود چنان كه در خانه استيجاري حضرتش مي نشست. زماني تني را به اجرتي به حكم دايره نزول خريد تا جانش را بر رهواري سوار سازد و پر پرواز را دريابد. تن رنجورتر از آن بود كه جانش را برتابد. اين گونه بود كه جز استخواني نبود و هر دم فرو مي نشست از بزرگي و عظمت جان كه به نفخ الهي در وي دميده شده بود. هر آن چه را مي دانست به تن بار مي كرد تا جان را عروج ديگري فراهم آيد و دايره انا لله وانا اليه راجعون را به مرگ اختياري كامل كند و فناي ذات و لقاء‌ الهي را پيش از آن كه فناي مرگ اجلي در بر گيرد فراهم آورد.

بر اين باور بود كه هر دانشي به عملي به بار مي نشنيد و با هر عملي علم زاده مي شود. اين گونه است كه علم اجمالي به عملي علم تفصيلي مي شود و دانش حصولي به كاري دانش حضوري مي گردد و علم برون علم شهود و درون مي شود و پرهاي پرواز شاهين آسماني استواري مي يابد.

شاهد بزم عشق هر چند كه بر آستانه ساقي نشسته بود ولي در نرد عشق باخت و شاهدبازاري شد كه آسمان به فقدان زمينان بر او گريست و هواي به عروجش بر آشفت. آن گاه كه آهنگ كوچ زدند زمين در آشوب شد و آسمان به زمين آمد و فرشتگان آسمان را از انبوهشان چنان پر كردند كه شهر سياه پوش شد. ابر به اضطراب آمد و خاك به آسمان پاشيد و آسمان به زمين فرو افتاد تا اين غم را براي زمينان سوگوارانه آسان سازند و دگرگوني شگرفي را اخبار كنند. تنها شاهداني از غيب بودند كه درك معنا كردند و جان سوختند.

 

فرمان کوروش


خداوند در سوره کهف از بنده ای صالح و حاکمی عادل سخن به میان می آورد که تنها در آیات قرآنی به لقب ذوالقرنین (صاحب دو شاخ یا دو سده ) از آن یاد می کند. به نظر بسیاری از مورخان و مفسران به ویژه علامه طباطبایی این فرد همان کوروش کبیر است که به علل بسیار چون توحیدمحوری و آزادسازی قوم یهود و همراهی و پیروی از دانیال نبی(ع) که هم اکنون در پایتخت زمستانی یعنی شوش دفن است و علل دیگر این معنا تقویت شده است. از جمله می توان به مطالبی در منشور کوروش اشاره کرد که به خوبی مفاهیمی که در قرآن برای ذوالقرنین آورده شده را بر او تطبیق کرد. در این جا  این منشور انسانی جاویدان آورده می شود تا مقام و عظمت کوروش بیش از پیش دانسته شود. مردی که مورد احترام مسلمانان و یهودیان و مسیحیان و زرتشتیان و همه آزادگان و مومنان جهان است. 

به نام ایزد جان و خرد
ایزد یکتایی که لحظه به لحظه او را بیشتر درک میکنم

ای مردم بابل ما همه بندگان اهورا مزدا هستیم...ما نه پیروزیم و نه شکست خورده!ما امروز در سراسر این سرزمین پهناور همگی با هم برابریم...همگی آزادیم...و همگی پاکیم.ما همگی دوستیم ما تنها یک دشمن داریم و دشمن همه ی ما اهریمن است و جز او دیگر سایه ای نیست.ما همگی نوریم...سربازان اهورامزداییم.از این لحظه من پادشاهی ام رابر این مبنادر تمام کره ی خاکی در سراسر این خاک پهناور که به فرمان من است اعلام میکنم.از این پس نام شاهنشاهی ما هخامنشی خواهد بود و این را به یاد پدر بزرگ عزیزم که بخشی از اندیشه های نیک او به من به ارث رسید به عاریه بر می دارم.ما از این لحظه اندیشه و دین هر کس را محترم خواهیم دانست.هر کس به دین خودش خواهد پرداخت هر کس نتیجه ی انتخاب خود را خواهد دید.هیچکس حق تجاوز به حقوق دیگری را ندارد از این لحظه تمام بردگان آزادند.من تمامی گناهکاران را از این لحظه بخشیدم هیچکش مغضوب من نیست هیچ بابلی از آن چه بوده نترسد این یک بخشایش عمومی است.و زنان بالشاسر که در حرمسرای بابل بوده اند از این لحظه آزادند مال و اموالی در حد بازرگانی ثروتمند به هر یک از شما داده می شود و بعد شما می توانیدبه هر جای ایران پهناور از هند تا مصر و از توران تا یونان که خواستید بروید.شوهر شما مرده و شما وارثان او هستید داشته های شخصی خودتان را بردارید و از کاخ خارج شویدتمامی خزانه ی بالشاسر در میان مردم همین شهر به مساوات تقسیم خواهد شد.میان مرد و زن پیر و جوان و کودک تمایزی نیست.هر کس در قلمروی من به لطف اهورا مزدا زندگی میکند از حقی مساوی با همه برخوردار است.تمامی تبعیدیان با هزینه حکومت هخامنشی به شهر و کشورشان باز خواهند گشت.و با هزینه ی هخامنشی شهر ها و معابدشان دوباره راه خواهد افتاد.من تا زمانی که به تمام سخنانم جامه ی عمل بپوشانم در این شهر خواهم ماند.آری زمین مقدس است...ما نیز یک به یک مقدسیم...این اهورا مزداست که ما را مقدس آفریده..و ما جهان زیبا را زیبا تر خواهیم کرد برای چنین هدفی همگان کار خواهند کرد...همه به دین و زبان خویش خواهند پرداخت و همه آزاد خواهند بود.

دعاهای مشکل گشا

دعایی برای یافتن همسر باتقوا و مناسب

خداوند متعال برای هر کاری اسبابی قرار داده ­­است که برای به نتیجه رسیدن آن، باید از طریق اسباب آن عمل کرد. راه پیدا کردن همسر مناسب، تحقیق و شناسایی دقیق است، البته در این راه باید از خداوند هم کمک خواست تا ما را در شناخت صحیح هدایت کند و تلاش­های ما به نتیجه ی مطلوب برسد.

دعاهایی که در روایات و از زبان ائمه(ع) بیان شده است همگی باید به همراه تلاش و کوشش و تحقیق همه جانبه برای انتخاب همسر باشد. یکی از دعاهایی که در این زمینه از ائمه(ع) نقل شده، دعایی است که از حضرت علی(ع) نقل شده است، ایشان فرمودند: «هر یک از شما که خواست ازدواج کند باید ابتدا دو رکعت نماز بخواند و در هر رکعت سوره ی فاتحةالکتاب و سوره ی یس را بخواند، وقتی که ازنماز فارغ شد بعد از حمد و ثنای پروردگار این گونه بگوید:

پروردگارا، همسری مهربان و بچه آور و شکرگزار و باغیرت به من عطا کن که اگر به او نیکی کردم شکرگزار باشد، و اگر به او بدی کردم مرا ببخشد، و اگر یاد خدا کردم مرا یاری کند، و اگر خدا را فراموش کردم مرا به یاد خدا بیندازد، و اگر از نزد او خارج شدم (اسرار و اموال و آبروی مرا) حفظ کند، و اگر بر او وارد شدم مرا خوشحال سازد، و اگر او را به کاری امر کردم مرا اطاعت کند، و اگر بر علیه او قسم خوردم (که او کاری را انجام دهد) او (آن کار را انجام داده) و مرا از آن قسم بریء­الذمّه ­کند، و اگر بر او غضب کردم مرا راضی سازد. ای پروردگار صاحب جلال و اکرام، چنین همسری را به من ببخش! پس به درستی که من او را از تو خواسته­ام و به من نمی رسد مگر آن چیزی که تو منت می گذاری و عطا می کنی.»

دعايي براي اجابت سريع در كارها

برای گرفتن حاجت و اجابت سریع در امور زندگی، می توانید دعای سریع الاستجابة امیر المؤمنین را بخوانید که در مفاتیح موجود است. مردی خدمت حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) شکایت کرد از دیرشدن جواب دعایش ... حضرت فرمود چرا این دعا را نمی‌خوانی که سریع الاستجابة است:

اللهم انی اسئلک باسمک العظیم الاعظم الاجل الاکرم المحزون المکنون النور الحق البرهان المبین الذی هو نور مع نور و نور من نور و نور فی نور و نور علی کل نور و نور تضیئی به کل ظلمة و یکسر به کل شدة و کل شیطان مرید و کل جبار عنید لا تقر به ارض و لا یقوم به سماء و یأمن به کل خائف و یبطل به سحر کل ساحر و بغی کل باغ و حسد کل حاسد و یتصدع لعظمته البر و البحر و یستقل به الفلک حین یتکلم به الملک فلا یکون للموج علیه سبیل و هو اسمک الاعظم الاعظم الاجل و الاجل النور الاکبر الذی سمیت به نفسک و استویت به علی عرشک و اتوجه الیک بمحمد و اهل بیته و اسئلک بک و بهم ان تصلی علی محمد و ان تفعل بی کذا و کذا. که در آخر به جای عبارت کذا و کذا حاجت خود را بخواهد.

همچنین خواندن نماز جعفر طیار بسیار نافع می باشد


دعا برای دوری از نکبت و ناخوشی

از حضرت رسول (ص) مروی است. هر کس صبح سه مرتبه دعای زیر را بخواند، و دم (نفس) خود را بر کف دست خود بدمد، و به صورتش بمالد در آن روز هیچ نوع مکروهی به وی نرسد، و هرگاه در اول شب همین عمل را به جای آورد، تا صبح از هر قسم نکبتی محفوظ باشد.

«بسم اله الذی لا یضر مع اسمه شیء فی الارض و لا فی السماء و هو السمیع العلیم»
«به نام خدایی که با نام مقدسش هیچ چیزی نه در زمین و نه در آسمان زیان نمی رساند، و او شنوای داناست.


دعا برای تحبیب و تسخیر دیگران

هر کس هفت مرتبه آیه 7 از سوره ممتحنه «عسی ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتهم منهم موده و اله قدیر، و الله غفور رحیم» را به کف دست خود بخواند و بدمد، سپس به صورت خود بکشد، هر که او را ببیند، دوستش دارد


دعای مخصوص چشم زخمی
«ابن عباس» روایت کرده است:
رسول اکرم (ص) پیوسته امام حسن و امام حسین (ع) را به وسیله دعا در امان و پناه خداوند قرار می داد و می گفت:
«اعیذکما بکلمات الله التامه و اسمائه الحسنی عامه من شر السامه و الهامه، و من شر عین لامه و من شر حاسد اذا حسد»
«شما را در پناه کلمات تامه الهی و اسمای نیکویش قرار می دهم، از شر هر چیز زهردار و حیوانات و حشرات سمی، از شر چشم بد، و از شر هر حسد کننده زمانی که حسد ورزد.»
«ابن عباس» گوید: آنگاه پیامبر (ص) روی به ما کرد و فرمود: اینگونه حضرت ابراهیم خلیل الرحمان (ع) برای اسحاق و اسماعیل دعا می کرد و پناهشان می داد.

دعای نجات از تنگناها
رسول اکرم (ص) فرموده است: «هر کس زیاد ذکر «استغفرالله ربی و اتوب الیه» گوید، خداوند گره غمهای او را بگشاید، و از هر تنگنایی بیرونش برد، و از آن جا که گمانش را هم نمی برد، روزیش رساند.

ختم مجرب برای مطیع شدن زن
هفت مرتبه خواندن آیه 34 از سوره مبارکه نساء «الرجال قوامون علی النساء» «مردان سرپرست و نگهبان زنانند.» موجب مطیع شدن همسر است.

دعا برای رفع بد اخلاقی

امام صادق (ع) فرموده است: «اگر کسی بداخلاق شد، در گوش او اذان بگویید.»

دعا برای دفع فال بد

رسول اکرم (ص) فال خوب زدن را دوست می داشت، و فال بد زدن را خوش نداشت و می فرمود: هر کس چیز ناخوشایندی دید که به نظرش بد جلوه می آید این دعا را بخواند.
«اللهم لا یوتی الخیر الا انت، و لا یدفع السیئات اانت و لا حول و لا قوه الا بک»
«خدایا! خوبی را کسی جز تو نمی دهد، و بدیها را کسی جز تو دفع نمی کند، و هیچ جنبش و نیرویی نیست مگر به کمک تو.»


دعا برای جلب محبت [ March 12, 2007 ]
هر کس هفت روزر، روزی 25 مرتبه صبح و 25 مرتبه عصر دعای زیر را بخواند، در جلب محبت دیگران اثر عظیم دارد. «بسم الله الرحمن الرحیم سخرلی فلان ابن فلان الحمدلله رب العالمین یا رقیب سخرلی قلبه الرحمان الرحیم یا ودود سخرلی فلان ابن فلان مالک یوم الدین یا... ادامه ...

دعا هنگام روبرو شدن با مشکل [ March 12, 2007 ]
رسول اکرم (ص) فرموده است: هر کس که اندوه یا غم یا سختی یا بلاء به او رسیده، دعای زیر را بخواند: «الله ربی، لا اشرک به شیئا، توکلت علی الحی الذی لا یموت» «خدا پروردگار من است. چیزی را شریک او قرار نمی دهم. توکل می کنم بر زنده... ادامه ...

دعا به جهت درد عورت [ March 11, 2007 ]
روایت شده که: یکی از اصحاب ائمه ع عورت خود را گشوده بود در موضعی که شایسته نبود، مبتلا شده بود به درد آن، خدمت حضرت صادق ع شکایت کرد. حضرت تعلیم فرمود او را، از این عوذه فرمود: دست چپ خود را بر آن بگذار و بگو: «بسم الله... ادامه ...

دعا برای جا کردن خود در دل دیگران [ March 11, 2007 ]
دعا برای القاء مهر خود در دل دیگران : هر کس بخواهد کسی را به دوستی خود مایل سازد، چندان که یکساعت بدون او شکیبایی و تحمل نتواند کرد این ایه را بخواند، به طعامی بدمد، و به او بخوراند. «بسم الله الرحمن الرحیم ان لا تعلوا علی و... ادامه ...

دعای بسیار مجرب برای ادای حاجت [ February 16, 2007 ]
از امام هادی (ع) رواین شده که فرمود: من در بسیاری از اوقات خدا را با این دعا می خوانم، و از درگاه خداوند خواسته ام که هر کس در کنار قبرم، این دعا را بخواند، خداوند او را ناامید نکند، و آن دعا این است: «یا عدتی عند العدد،... ادامه ...

دعا برای تقویت اراده [ February 02, 2007 ]
امام زین العابدین (ع) هرگاه آیه « یا ایها الذین امنوا اتقوالله و کونوا مع الصادقین (سوره توبه، آیه 119) را تلاوت می کرد. این دعا را می خواند: «اللهم ارفعنی فی اعلی درجات هذه الندبه و اعنی بعزم الاراده». «خدایا مرا به بالاترین درجات این دعوت بالا ببرد، و... ادامه ...

چهار ذکر الهی در چهار حالت بحرانی [ January 30, 2007 ]
امام صادق (ع) فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی برد! 1- در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر «حسبنا الله و نعم الوکیل» (آل عمران ایه 171) پناه نمی برد.در صورتی... ادامه ...

دعا برای صفای ذهن و فهم مطالب مشکل [ January 30, 2007 ]
هر روز در وقت ناشتا، صد مرتبه ذکر «لا اله الا الله انت یا رب کل شی و وارثه» به جهت صفای ذهن و فهم مطالب غامض موثر است.... ادامه ...

دستوربرای دیدن خوابهای خوشایند [ January 19, 2007 ]
اهل سلوک گویند: به وقت خواب لازم است انسان مراقبتهای لازم را در مورد خود به کار گیرد، تا موهبتهای بزرگی که در همین خواب برای انبیاء و اولیاء حاصل می شده است، به او عنایت شود.این دستورات عبارتند از: 1- روی به قبله و روی دل به قبله 2-... ادامه ...

نمازی مجرب برای رسیدن به مقصود [ January 19, 2007 ]
«مرحومه علامه نهاوندی» فرموده است: یکی از نمازهایی که در رساندن انسان به مطلوب خود، به تجربه ثابت شده خواندن چهاررکعت نماز است به این طریق که این نماز به دو سلام ختم شود. در رکعت اول پس از سوره حمد، صد مرتبه افوض امری الی الله ان الله بصیر... ادامه ...

دعا برای اطلاع از امر پنهانی [ January 14, 2007 ]
هر کسی می خواهد از امر پنهانی آگاهی حاصل کند دو رکعت نماز به جا آورد، و در سجده آخر صد و پنجاه مرتبه بگوید: «یا فتاح» آن امر بر او ظاهر گردد.... ادامه ...

آیات و دعاها برای باز شدن بخت و اقبال [ January 14, 2007 ]
برای گشوده شدن بخت کسی که بسته شده، آیات زیر بر کاغذ نوشته شود، و بر او آویزان گردد. سپس این جمله افزوده گردد. «کذلک حللت فلان بن فلانه بنت فلانه» « این چنین فلانی فرزند فلان زن، دختر فلان زن را آزاد کردم». 1- سوره فتح، آیه 1و2 2-... ادامه ...

دعا برای سلامتی از همه دردهای جسمی [ January 05, 2007 ]
به تجربه اثبات شده است برای درد چشم و همه دردها توسل جستن به حضرت امام موسی بن جعفر (ع) و هفت سکه پول زیر سر بیمار گذاردن، و سپس به سادات موسوی (از نسب امام حسن مجتبی (ع)) پرداختن، و خواندن دعای زیر بسیار موثر است.«اللهم انی اسالک بحق... ادامه ...

دعا برای فروش خانه و ملک [ January 05, 2007 ]
هر کس می خواهد خانه و یا سرمایش بفروش رسد، دعای زیر را نوشته و به آن محل نصب کند، زودتر به فروش می رسد. «ربنا آتنا من لدنک رحمه و هیی لنا من امرنا رشدا» «پروردگارا، ما را از سوی خودت رحمتی عطا کن، و راه نجاتی برای ما... ادامه ...

دعا برای حسن عاقبت [ January 04, 2007 ]
امام صادق (ع) فرموده است: هر کس هنگام غروب هر روز دعای زیر را بخواند، اگر در آن شب یا آن هفته یا ماه یا در آن سال بمیرد، داخل بهشت می شود.«یا من ختم النبوه بمحمد (ص) اختم لی یومی هذا بخیر و شهری بخیر و سنتی بخیر» «ای... ادامه ...

دعای بسیار مجرب برای ادای قرض [ January 04, 2007 ]
«معاذبن جبل» گوید: روز جمعه ای از نماز با رسول خدا (ص) بازماندم، حضرت فرمود: چه عاملی تو را از نماز جمعه بازداشت؟ عرض کردم. ای رسول خدا! یوحنای طلبی از من داشت و در خانه من در انتظارم بود ترسیدم که مرا باز دارد حضرت فرمود: آیا دوست داری... ادامه ...

دعا برای حفظ از قضا و قدر [ January 04, 2007 ]
برای محفوظ ماندن از اتفاقات ناگهانی هزار و بیست و سه مرتبه خواندن جمله مبارکه «توکلت علی الله» (به خدا توکل کردم) بسیار موثر و مجرب است.... ادامه ...

سنگین کردن پرونده نیکیها با گفتن ذکر.. [ January 03, 2007 ]
با پنج ذکر دیگر (میزان پرونده نیکیها) سنگین می شود.رسول اکرم (ص) از اصحابش پرسید: «آیا پنج کلمه به شما بیاموزم که بر زبان سبک باشد، و در میزان، عمل سنگین، کلماتی که خداوند رحمان را راضی کرده، شیطان را طرد نمایند. کلماتی که از گنجهای بهشتند و از زیر... ادامه ...

نقش صلوات در سنگین کردن میزان عمل [ January 02, 2007 ]
امام باقر و امام صادق(ع) فرموده اند: چیزی در ترازوی عمل سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد (ص) نیست. و کسانی هستند که تمام اعمالشان را در میزان می گذارند، میزان آن را سبک نشان می دهد، در اینجا صلوات بر پیامبر را بیرون می آورد، و... ادامه ...

دعا برای تحبیب (دوست کردن) و تسخیر دیگران [ December 26, 2006 ]
هر کس هفت مرتبه آیه 7 از سوره ممتحنه «عسی ان یجعل بینکم و بین الذین عادیتهم منهم موده و اله قدیر، و الله غفور رحیم» را به کف دست خود بخواند و بدمد، سپس به صورت خود بکشد، هر که او را ببیند، دوستش دارد.... ادامه ...

دعا به هنگام خارج شدن از منزل [ December 26, 2006 ]
امام باقر (ع) فرموده است: هر کس هنگام خارج شدن از منزلش دعای زیر را بخواند، خداوند متعال مهمات دنیایی و اخروی او را بر عهده می گیرد.«بسم الله الرحمن الرحیم، بسم الله حسبی الله، توکلت علی الله، اللهم انی اسالک خیر اموری کلها، و اعوذبک من خزی الدنیا و... ادامه ...

نقش صلوات در سنگین کردن میزان عمل [ December 26, 2006 ]
امام باقر و امام صادق(ع) فرموده اند: چیزی در ترازوی عمل سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد (ص) نیست. و کسانی هستند که تمام اعمالشان را در میزان می گذارند، میزان آن را سبک نشان می دهد، در اینجا صلوات بر پیامبر را بیرون می آورد، و... ادامه ...

دعا برای رسیدن به هر مقصود [ December 26, 2006 ]
از حضرت علی (ع) منقول است که فرمود: هر کس که صد آیه از هر جای قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه «یا الله» بگوید، اگر بر صخره هم دعا کند، خداوند متعال آن را می شکافد... ادامه ...

دعا برای ناامید شدن از عرض حاجت به دیگران [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) با یارانش دستور داد، درخواست خود را به صورت نامه به من بنویسید. آنها درخواست خود را نوشتند و به آن حضرت عرضه داشتند، ولی در پایان درخواست کلمه «ان شاءالله» نبود، حضرت فرمود:چگونه امیدوارید که در خواستتان عملی شود، در حالی که در این نوشته کلمه... ادامه ...

دعا بیمه حوادث و دفع خطرات [ December 26, 2006 ]
رسول اکرم (ص) فرموده است: هر کس دعای زیر را در هر صبح و شام بخواند. در آن روز، هیچ شر و بدی به او نخواهد رسید.«اللهم انت ربی لا اله الا انت، علیک توکلت و انت رب العرش العظیم، و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم... ادامه ...

دعا هنگام روبرو شدن با مشکل [ December 26, 2006 ]
رسول اکرم (ص) فرموده است:هر کس که اندوه یا غم یا سختی یا بلاء به او رسیده، دعای زیر را بخواند: «الله ربی، لا اشرک به شیئا، توکلت علی الحی الذی لا یموت»«خدا پروردگار من است. چیزی را شریک او قرار نمی دهم. توکل می کنم بر زنده ای که... ادامه ...

دعا برای پیشگیری از چشم زخمی [ December 26, 2006 ]
به همراه داشتن چهار سوره و یک آیه برای پیشگیری از چشم زخمی ،«معمربن خلاد گوید:من در خراسان عهده دار تهیه وسایل زندگی امام رضا (ع) بودم، روزی آن حضرت به من دستور فرمود: عطر ارزنده و فوق العاده تهیه کن. من وقتی آن را آماده کردم، حضرت آن را... ادامه ...

دعا برای دیدن فرد مورد نظر در خواب [ December 26, 2006 ]
به جهت دیدن فرد یا شیء مورد نظر در خواب خواندن این سه اسم مقدس «النور» و «الباسط» و «الظاهر» به تعداد زیاد با رعایت طهارت و پاکی بدن و لباس طاهر و در مکان مقدس) موثر است.... ادامه ...

دعا برای خوابهای ناراحت کننده [ December 26, 2006 ]
از پیامبر اکرم (ص) روایت شده است: هرگاه یکی از شما خواب بد و ناراحت کننده ای ببیند، چنین خوابی وسوسه و تلقین شیطانی است، باید با گفتن اعوذ بالله من الشیطان الرجیم از شر و آثار بد آن حتما به خداوند پناه ببرد و آن را برای دیگران بازگو... ادامه ...

دعا هنگام خواب و هنگام بیداری [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) فرموده است: پیوسته شیوه رسول خدا (ص) چنین بود که هرگاه به بستر خواب می رفت، می گفت:«اللهم باسمک احیاء و باسمک اموت»«خدایا به نام تو زنده می شوم، و به نام تو می میرم»و آنگاه که از خواب بیدار می شد، می گفت:«الحمد لله الذی احیانی... ادامه ...

دعا برای القاء مهر خود در دل دیگران [ December 26, 2006 ]
هر کس خواهد کسی را به دوستی خود مایل سازد، چندان که یکساعت بدون او شکیبایی و تحمل نتواند کرد این ایه را بخواند، به طعامی بدمد، و به او بخوراند. «بسم الله الرحمن الرحیم ان لا تعلوا علی و اتونی مسلمین»«به نام خداوند بخشنده مهربان، توصیه من این است... ادامه ...

دعا هنگام مشاهده شی قابل تعجب [ December 26, 2006 ]
از رسول اکرم (ص) روایت شده: هرگاه کسی چیزی را مشاده ند که موجب شگفتی و ناراحتی او گردد، بگوید:«الله الصمد، ما شاءالله، لا قوه الا بالله»حضرت افزود: هرگاه جملات فوق را بخواند، چیزی به او زیان نمی رساند.... ادامه ...

دعا برای به نظر آمدن غول وحشتناک در ذهن [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) فرمده است: هرگاه غول وحشتناکی به نظرت آید، اذان گویید.... ادامه ...

ذکر موثر برای حیات عقل [ December 26, 2006 ]
عارف عبدالرزاق قاسانی در «شرح منازل السائرین» نوشته است: به تحقیق گروه اهل دل به تجربه یافته اند که مداومت بر ذکر « یا حی، یا قیوم، یا من لا اله الا انت» موجب حیات عقل است.... ادامه ...

دعا برای غلبه بر نفس [ December 26, 2006 ]
برای سرکوبی سرکش، هر روز سیزده مرتبه ذکر«اللهم لک الحمد و الیک المشتکی و انت المستعان» بسیار موثر است.... ادامه ...

تاثیر چند ایه از سوره بقره در حفظ جان و مال و آبرو [ December 26, 2006 ]
از حضرت سجاد (ع) منقول است که رسول خدا (ص) فرمود:«هر کس چهار آیه از اول بقره، و ایه الکرسی تا «هم فیها خالدون» و سه ایه از آخر آن را بخواند، در جان و مال خود مکروهی نبیند، و شیطان به او نزدیک نگردد، و قرآن را فراموش نکند.»... ادامه ...
دعا برای طلب فرزند [ December 26, 2006 ]
«ابی بکربن حرث بصری گوید: به حضرت صادق (ع) عرض کردم:تمام خاندان من از دنیا رفته اند و مرا فرزندی نیست تا از او نسب من باقی بماند، پس چه کنم؟حضرت فرمود: در حال سجده دعای زیر را بخوان.«رب هب من لدنک ذریه طیبه انک سمیع الدعاء رب لا تذرنی... ادامه ...

دعا برای طلب فرزند پسر [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) فرموده است:«هر کس که زنش باردار است، در ماه چهارم بارداری زنش دست همسرش را بگیرد، و روی به قبله بایستد، و «آیه الکرسی» را بخواند، و دست بر پهلوی زنش بگذارد و بگوید: «اللهم انی سمیته محمدا»«خداوند! من این فرزندم را «محمد» نام گذاردم.»خداوند به او... ادامه ...

دعا برای تسهیل مشکلات خانه داری [ December 26, 2006 ]
ویژه زنان خانه دار (بهترین هدیه پیامبر به دخترش)رسول اکرم (ص) خطاب به دخترش، برای اسان شدن مشکلات خانه داری وی فرمود: فاطمه جان می خواهی عملی به تو تعلیم دهم که از خدمتگزار بهتر باشد؟هرگاه خواستی بخوابی:سی و سه مرتبه بگو: «سبحان الله»سی و سه مرتبه بگو: «الحمدالله» و... ادامه ...

ختم مجرب برای مطیع شدن زن [ December 26, 2006 ]
هفت مرتبه خواندن آیه 34 از سوره مبارکه نساء«الرجال قوامون علی النساء» «مردان سرپرست و نگهبان زنانند.»موجب مطیع شدن همسر است.... ادامه ...

دعا به هنگام ترک هر جلسه [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) فرموده است: پیامبر خدا هرگاه از مجلسی بر می خاست، گرچه زمانی کوتاه در آن جا نشسته بود، بیست و پنج مرتبه از خداوند آمرزش می طلبید.... ادامه ...

دعا برای نجات از شک و شبهه در اعتقادات دینی [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) فرموده است: زمانی بر شما گذرد که به شبهه دچار شوید راهنمایی هم ندارید، پس در آن زمان هر کس دعای غریق را بخواند، نجات می یابد.و دعای غریق این است: «یا الله، یا رحمان، یا رحیم، یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک»«ای خدا، ای رحمان،... ادامه ...

دعای جامع برای حفظ از گناه [ December 26, 2006 ]
«الهی خلقت لی جسما، و جعلت لی فیه آلات اطیعک بها، و اعصیک و اغضبک بها و ارضیک بها و ارضیک و جعلت لی من نفسی داعیه الی الشهوات و اسکنتنی دارا اقد ملئت من الافات، ثم قلت لی انزجر، فبک انزجر و بک اعتصم و بک استجیر و بک... ادامه ...

دعای بسیار مجرب برای ادای حاجت [ December 26, 2006 ]
از امام هادی (ع) رواین شده که فرمود: من در بسیاری از اوقات خدا را با این دعا می خوانم، و از درگاه خداوند خواسته ام که هر کس در کنار قبرم، این دعا را بخواند، خداوند او را ناامید نکند، و آن دعا این است: «یا عدتی عند العدد،... ادامه ...

دعای همه پیامبران [ December 26, 2006 ]
پیامبر اکرم (ص) فرمود: « بهترین دعا، دعای من و دعای پیامبران پیش از من است و آن دعای زیر است: «لا اله الا الله، وحده، وحده، وحده، لا شریک له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حی لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی... ادامه ...

دعا برای نجات از مستی ثروت [ December 26, 2006 ]
امام زین العابدین (ع) در صلوات شعبانیه به ما تعلیم داده است.«اللهم ارزقنی مواساه من قترت علیه و من رزقک، بما وسعت علی من فضلک»«خدایا به من توفیق ده تا کسانی را که روزی کمتری داده ای در آن بیشتر که بهره من کرده ای، سهیم سازم، و بهره ای... ادامه ...

دعا برای تضعیف قدرتمندان و شکست قدرت آنان [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) هنگامی که وارد مجلس منصور دوانیقی شد، او را غصبناک دید، فورا دعای زیر را خواند، در نتیجه خشم منصور آرام، و قدرتش درهم شکسته شد. یا عدتی عند شدتی، و یا غوثی عند کربتی، احرسنی بعینک التی لا تنام، واکنفی برکنک الذی لا یرام» «ای خدایی... ادامه ...

دعا برای طلب عافیت [ December 26, 2006 ]
امام کاظم (ع) در دعای خویش جهت طلب عافیت از خداوند این دعا را می خواند: «اللهم عافنی من شر ما ینزل من السماء الی الارض و من شر ما یعرج فیها، و من شر ما ذرا فی الارض و ما یخرج منها» «خدایا من از تو عافیت مسئلت دارم.... ادامه ...

چاره اندیشی در مشکلات علمی [ December 26, 2006 ]
هرگاه شیخ الرئیس ابوعلی سینا با مشکل علمی روبرو می شد، وضو می گرفت و به مسجد جامع می رفت و نماز می گزارد. سپس به درگاه الهی دعا می کرد که مشکل را برایش آسان نماید، و آن در بسته را به روی او بگشاید.... ادامه ...

دعا برای عمر طولانی و حسن عاقبت [ December 26, 2006 ]
امام زین العابدین (ع) در دعای خویش، از خداوند عمر طولانی توام با سعادت درخواست می کند و عرضه می دارد: «واجعلنی ممن اطلت عمره، و حسنت عمله، و اتممت علیک نعمتک، و رضیت عنه، و احییته حیاه طیبه فی ادوم السرور، و اسبغ الکرامه، و اتم العیش» «خدایا مرا... ادامه ...

دعا برای تقویت اراده [ December 26, 2006 ]
امام زین العابدین (ع) هرگاه آیه « یا ایها الذین امنوا اتقوالله و کونوا مع الصادقین (سوره توبه، آیه 119) را تلاوت می کرد. این دعا را می خواند: «اللهم ارفعنی فی اعلی درجات هذه الندبه و اعنی بعزم الاراده». «خدایا مرا به بالاترین درجات این دعوت بالا ببرد، و... ادامه ...

کلید توانگری [ December 26, 2006 ]
«حارث همدانی» گوید: از حضرت علی (ع) منقول است که فرمود: از رسول خدا (ص) پرسیدم: کلیدهای خزاین آسمان و زمین چیست؟ پیامبر در پاسخ فرمود: ای علی! از کلیدهای بزرگی سوال کردی. گنجینه های آسمان و زمین آن است که بنده هر صبح و شام ده بار دعای زیر... ادامه ...

دعای جامع خیر دنیا و آخرت [ December 26, 2006 ]
(در تعقیب هر نماز) «محمد بن ابراهیم» به امام کاظم (ع) نوشت: سرورم! اگر صلاح می دانید به من دعایی بیاموزید که در تعقیب نمازهایم بخوانم و خداوند با آن دعا خیر دنیا و آخرت را به من عطا فرماید. حضرت در پاسخ او نوشت: این دعا را بخوان. «اعوذ... ادامه ...

دعا برای رفع بد اخلاقی [ December 26, 2006 ]
امام صادق (ع) فرموده است: «اگر کسی بداخلاق شد، در گوش او اذان بگویید.» دعا برای دفع فال بد رسول اکرم (ص) فال خوب زدن را دوست می داشت، و فال بد زدن را خوش نداشت و می فرمود: هر کس چیز ناخوشایندی دید که به نظرش بد جلوه می... ادامه ...

دعا برای عبور از پل صراط [ December 14, 2006 ]
رسول اکرم (ص) فرموده است: «وضو را کامل بگیر، تا از صراط همچون ابر بگذری.» «کمال وضو» به این است که دعاهای مخصوص در هنگام شستن اعضای وضو خوانده شود. (به رساله های عملیه رجوع شود.)... ادامه ...

دعا برای دور شدن شر مزاحم در زندگی [ December 14, 2006 ]
امام صادق (ع) فرمود: هرگاه از شر کسی خائف و بیمناکی این دعا را بخوان.... ادامه ...

دعا برای تسکین درد [ December 14, 2006 ]
امام صادق (ع) فرمود: هر کس دردمند باشد، پس در هر روز چهل مرتبه به مدت چهل روز دعای زیر را بخواند، یا دیگران بر او بخوانند، ان شاءالله دردش تسکین یابد.... ادامه ...

دعا برای رفع وسوسه [ December 14, 2006 ]
شخصی گوید: به امام صادق (ع) گفتم: گاهی تصورات کفرآمیزی در دلم خطور می کند برای رهایی از آن چه کنم؟ امام فرمود:... ادامه ...

دعای نجات از تنگناها [ December 14, 2006 ]
رسول اکرم (ص) فرموده است:... ادامه ...

دعای ایمنی از اندوه [ December 14, 2006 ]
پیامبر (ص) فرمود: دعای زیر امت مرا از غم و اندوه در امان می دارد. «لا حول و لا قوه الا بالله، لا ملجا و لا منجی من الله الا الله» «هیچ جنبش و پناه و گریزی از خدا جز به سوی او نیست.»... ادامه ...

تاثیر ذکر«لاحول و لا قوه الا بالله» در رفع غم و اندوه [ December 14, 2006 ]
امام صادق (ع) فرموده است: «هرگاه از قدرتمند، یا چیز دیگری ناراحت و اندوهناک شدید، ذکر «لاحول و لا قوه الا بالله» را زیاد تکرار کنید، زیرا این ذکر کلید گشایش هرگونه گرفتاری و ناراحتی است، و گنجی است از گنجهای بهشت.»و نیز فرمود:..... ادامه ...

دعاهای چه کسانی مستجاب نمی شود ؟.. [ December 14, 2006 ]
1-کسی که خدا به او مالی داده ولی وی آن را در غیر مورد شایسته (همچون اسراف و تبذیر) خرج نماید، و دعا کند خدایا به من روزی ده. در حالی که خداوند به او دستور اقتصاد و میانه روی داده است.2-..... ادامه ...

شرایط اجابت دعا [ December 13, 2006 ]
1-- برای اجابت دعا، باید زمینه آمادگی روحی و شایستگی معنوی لازم در نیایشگر فراهم باشد. مانند: ترک گناه، دوری از اموال غصبی، اجتناب از غذای حرام. در روایات می خوانیم: «کسی که می خواهد دعایش مستجاب شود باید کسب و خوراک خود را پاکیزه گرداند. و گردن خود را... ادامه ...


 

فرهنگ مشترک رامسری و رودسری

ساختار فرهنگی

رامسری ها با رودسری ها که جزو گیلان است از نظر فرهنگی بسیار شبیه هستند.  از این رو می توان آنان را از یک گروه فرهنگی بر شمرد. در حقیقت منطقه ای از لنگرود تا چالوس دارای فرهنگی مشترک می باشند که آنان را با دیگر مناطق از غرب گیلان و شرق مازندران جدا می کند. بی گمان منطقه ای که می توان از آن از نظر زبانی به گیلماز یاد کرد منطقه مرکزی شمال است که می بایست به آن در تقسیمات کشوری توجه کرد. اگر این بخش به شکل استانی در آید می تواند بهتر آداب و رسوم خود را حفظ کند و به دور از تاثیرات فرهنگ رشتی و مازنی (ساروی و بابلی) خود را نشان دهد.

پوشاک

روسری زنان که به دستمال معروف بود، معمولاً سفید بوده و دور تا دور آن با دست به اشکال مختلفی بافته می شود. و از دامن های بلند و پرچین که از چند لایه تشکیل شده بود، استفاده می کردند. مثل دامن های قاسم آبادی و دور کمر خود به دلیل سرما چادرشب می بستند که دست خود را نیز درون آن فرو می بردند. رنگ لباسها متنوع و خالص است و این بدلیل شادی روحیه آنان می باشد و البته خلوص روستایی ها را نشان می دهد. حدوداً 10 الی 13 متر پارچه برای دامهایشان (تنبان) لازم بود.

آقایان از کلاهای پشمی و همینطور جوراب پشمی استفاده می کردند. در زمان گذشته دور آستینهای کُت آقایان منگوله هایی از پشم و نخ بود که امروزه متداول نیست.

پیراهن آقایان اغلب سفید یا به رنگ روشن بود که روی آن جلیقه ای تیره می پوشیدند. پاپوش طبقه مرفه اغلب چموش بود که از چرم حیوانات تهیه می شد. اما افراد طبقه متوسط در ابتدا از چوبی که چند نخ به آن متصل بود به عنوان پاپوش استفاده می کردند. بعدها با آمدن پاپوشهای پلاستیکی بنام زرین گالوش، اکثر مردم آنها را مورد استفاده قرار می دادند. در زمستان نیز چکمه های پلاستیکی استفاده می کردند.

  بيماريها

ازبيماريهايي كه درگذشته باعث مرگ و ميرافراد مي شد ، مي توان به آبله و زردي اشاره كرد.براي درمان زخمهاي سطحي گياه خنش / Khanash / را مي كوبيدند وروي زخم  مي گذاشتند تا خوب شود.

از گياهان دارويي نيز دردرمان بعضي از انواع بيماريها استفاده مي كردند، به عنوان مثال ازجوشانده گل گاوزبان براي درمان سرماخوردگي كودكان خانه استفاده مي كردند .

گل گاوزبان را با گزنه مخلوط نموده و براي درمان سرماخوردگي مفيد  مي دانستند.

دانه« به» را دم مي كردند و براي درمان سرماخوردگي و سينه پهلوازآن استفاده مي كردند.

گندم واش را براي درمان گوش درد بچه ها مي كوبيدند وآبش را مي گرفتند ويك يا دو قطره از آن را داخل گوش بچه مي ريختند و دردش آرام مي گرفت.

 غذاها  

انواع غذاهاي این منطقه عبارتند از: ترش تره /Torše tare/، سبزي ترشي/ Sabzy torše/ (سبزيهاي محلي + آب آلوچه + آرد برنج + سير) ،بادمجان كباب ( بادمجان+ گردو+ سبزيهاي محلي)، فسنجان، ترش قليه / Torše galye / ( گوشت+ سبزي+ باقلي+ رب گوجه+ سير)،  سير شويد/ Seir sheveid / ( شويد+ گوشت+ باقلا مازندراني+ سير )، ترش واش /Torše vaš/ ( سبزي محلي+ مرغ محلي+ بادمجان+ گوجه رنده شده+ سير ).

شيرينيهاي محلي: آب دندان ( آرد گندم وبرنج + تخم مرغ+ شكر زياد+ آب )، دست حلوا   

 

آیین ها

نوروز

قبل ازعيد خانه تكاني كرده و گندم سبزمي نمودند و بنفشه وگلهاي وحشي اطراف را جمع آوري مي كردند، قبل ازتحويل سال آب وبرنج ، تخم مرغ، سوزن، سنجاق، قرآن، آينه، سمنو و سنجد را داخل مجمعه / Mojma / قرارمي دادند و منتظرمي شدند تا سال جديد داخل شود و بزرگ خانواده به عنوان فردي كه افراد خانواده اعتقاد داشتند پاي سبكي دارد، قرآن وآب و مقداري سبزه را برمي داشت و با پاي راست خود ابتدا با مقداري آب و قرآن به همه اتاقها وارد مي شد و بعد به همه نوه ها و فرزندان عيدي مي داد.

مراسم جيج / Jeij / ( زورآزمايي بين دو تخم مرغ ): درايام عيد وبين پسران مرسوم بود، مردان در اين مراسم شرط بندي نيز مي كردند كه مورد شرط بندی يك تخم مرغ جديد بود. گاهي يك تخم مرغ تعداد زيادي از تخم مرغها را مي شكست كه اين خود بستگي سفتی تخم مرغ و به مهارت طرف مقابل داشت تا آنجا كه تخم مرغ، تخم غاز را هم مي شكاند.

غذاهاي مرسوم عيد نوروز شامل ماهي شورو سبزي پلو وپنيربرشته ( پنير+تخم مرغ ) مي باشد.

 

سیزده بدر

در سيزده بدر تمام اهالي منزل از صبح  به جنگلهاي اطراف ميرفتند و همگي 13 عدد سنگ به رودخانه مي انداختند و آوازسیزده بدر بَشیم سَفَرکس همراه سال دِگر(سيزده بدر سال ديگر بريم سفر با همديگر) را مي خواندند و نهارمي خوردند و پس از گشت و گذار هنگام غروب به خانه برمي گشتند.

 

شب چله

درشب چله تمامي فرزندان در خانه بزرگ خاندان جمع مي شدند وبا هندوانه و كدوي پخته شده و آب كونوس / Konos / و آب خوج / Khoj / از خود پذيرايي مي كردند و با گپ و شوخي ساعاتي را در منزل پدري مي گذراندند و آنچه را باقي مي ماند، در روز بعد به همسايه ها مي دادند.

  چهارشنبه سوري

 سبزي پلو آمده کرده و با ماهي شور مصرف مي كردند و انواع ترشی جات مثل: سيرترشي، ترشي آلوچه، آب كونوس، لوبيا ترشي در سر سفره هایشان وجود داشت.  

 

ماه محرم

تمامي اهالي منزل در ده روز اول شبهاي محرم به بيرون مي رفتند و درمسجد به عزاداري مي پرداختند و درشبهاي قتل با پخت غذاي نذري ازدسته هاي عزاداري پذيرايي مي كردند.

غذاي ماه محرم، شامل پلو، فسنجان، كشمش سرخ شده، مغز گردو، خرما، مرغ، شامي و قيمه مي باشد.

 

بازيها

در این منطقه بازیهای محلی فراوانی به چشم می خورد، اما از بازی های رایج که بیشتر مورد استفاده قرار می گرفت می توان به" اشکوله مار(بازی با چوب)، گیتن گیتینه، سولونگه بازی (بازی با توپهای کوچک)، دوخوس یا دوخوسه(قایم باشک)، وروره بازی(فرفره بازی) و سنگ کِ رو رو بردار و برو" اشاره نمود.

باورها

از باورهاي اهالي مي توان به موارد زيراشاره نمود:

-در فصل بهار، اولين كسي كه در باغ چاي برگ سفيد بهاره را پيدا مي كرد صاحب باغ به او مژدگاني مي داد.

-در حدود ساعت12ظهر هيچ بچه اي به دوروبر رودخانه اطراف منزل روستاها نمي رفت وبه اوهشدار مي دادند كه چنانچه برود جن زده مي شود.

-درهنگام نشاي برنج اولين كسي كه شلتوك با برگ سفيد (سفيد تيم) پيدا مي كرد، مژدگانی مي گرفت.

-در هنگام دروي برنج آخرين نفري كه آخرين خوشه هاي برنج را درو مي كرد، مي گفت ورزا مشته (varza mušte) در دست من است و بابت آن از صاحب مزرعه مژدگاني دريافت مي كرد.

-وقتي ماري بوسيله شخصي كشته مي شد، اعتقاد داشتند كه جفت مارزماني به سراغ او خواهد آمد و انتقام جفت خود را خواهد گرفت.

-اگر مرغ كرچ (مرغی که برای جوجه در آوردن را آمادۀ خوابیدن روی تخمها می شود) نمي شد، شبهاي چهارشنبه يك لنگه كفش كهنه را به داخل لانه  مي انداختند و معتقد بودند كه بعد ازمدتي كرچ مي شود.

 

مصالح ساختمان های قدیمی رامسر و رودسر

براي ساخت خانه روستاها از قلوه سنگ ، گِل، كولوش / Kolosh / ، و چوب استفاده شده است .

سنگ: درپي ساختمان و ساختن پله تلار كاربرد داشت .

گِل: در ساخت پي و ديوارهاي خانه و كف اتاقها استفاده مي شد. سنگها را از اطراف رودخانه ها به محل می آوردند.

كولوش: براي درست كردن کاه گِل ديوارها ، كولوش را با گِل مخلوط مي كردند.

چوب: براي ساخت اسكلت اتاقها وستونهاي ايوان، پلكان و سربندي خانه و پوشش سربندي ازچوب استفاده مي كردند. این چوبها را با همکاری همسایه ها از باغهای نزدیک تهیه و به محل ساخت بنا حمل می نمودند.

پي: براي ساختن اين نوع خانه ها ابتدا حدود خانه را مشخص كرده و پي را به عمق 50 تا 60 سانتي متر مي كندند تا خانه نشست نکند. بعد ازآن يك رديف قلوه سنگها را چيده و روي آنها كاه گِل مي ريختند و اين كار را تا رسيدن به ارتفاع تقريبي cm50 از بالاي زمين و درست شدن ايوان خانه ادامه مي دادند، پس از درست شدن ايوان چوبهاي نال را قرارمي دادند وروي نالها ستونهاي لصلي را به فاصله 50/1 متري گذاشته و با میخ محكم مي نمودند و روي ستونها سرنالها را مي گذاشتند.

اسكلت اتاقها : براي ساختن اسكلت اتاقها از چوب استفاده مي كردند که این دیوارها زگالی (zegali) می گویند. يعني ابتدا روي كرسي محوطه اتاقها را مشخص نموده و سپس نالها را درچهارطرف حدود ديوارهاي خانه قرار داده و بعد ازآن تيرهاي چوبي اتاقها را محكم مي كردند و چوبهاي نازكتري را به شكل افقي ويا مورب به تيرهاي چوبي متصل مي كنند كه به اين چوبها، زگال / Zegal /  مي گويند، براي اتصال چوبها به يكديگرازميخ استفاده مي كردند.  

ديوارها: فضاي خالي بوجودآمده بين زگالها را با كاه گِل مي پوشانند براي تهيه آن خاك رُس را درجايي جمع نموده و با داس يا داره / Dareh / كولوشها را ريزريز مي كردند و داخل خاك ريخته و روي آنها آب مي ريختند وبا هم مخلوط نموده تا خميري يكدست حاصل شود پس ازآن كاه گِل را با دست در فضاي خالي زگمه ها قرار داده وبا ماله ديوار را صاف مي كردند.

پلكان: بناي مورد مطالعه ما داراي دو پلكان مي باشد كه يكي حياط را به ايوان و ديگري ايوان را به تلارخانه متصل مي سازد. پلكاني كه حياط خانه را به ايوان وصل مي كرد،گِلي بود وسه پله داشت. پلكاني كه ايوان را به تلارمتصل مي كند، با قلوه سنگ و كاه گِل و چوب ساخته شده است به اين ترتيب كه ابتدا با قلوه سنگ و كاه گِل پلكان را درست كردند وجاي گذاشتن پاه را از چوب ساختند يعني به عبارتي پلكاني گِلي با روكش چوب درست كردند.

 

شيرواني: بعد ازاتمام سقف روی تیرها ابتدا یک تقسیم بندی 4 جانبه صورت می گرفت دو ستون عمودی در مرکز ساختمان بوسیله یک تیر افقی به هم متصل می شدند و ازچهار کله بام سرچوبها مستقیم به این نقطه اتصال می یافتند و ستونها با فاصله های معین در زیر سرچوبها قرار می گرفت . این کار ادامه پیدا می کرد به نحوی که به فاصله حدودا ً 60 سانتی دورتادور پشت بام سرچوبها به نقطه مرکزی با میخ متصل می شدند. در زمانهای گذشته که میخ نبود، از ویریس استفاده می کردند.

 

جنس مصالح:  درهرمحوطه دركنار بناي اصلي، بناهاي فرعي نيز وجود دارند كه هر كدام ازآنها كاربرد مخصوص خود را داشتند واز مصالحي نظير: چوب، سنگ ، كاه گِل و گالي درست مي شدند .

 

كندوج(انبار ذخیره درزهای برنج)

 مهمترين عنصر سازنده كندوج چوب است و براي ساخت آن در خانه روستاها از چوب درختان حياط خودشان استفاده كردند. كندوج خانه داراي پي شكيلي بود به اين صورت كه ابتدا ريتrit و بعد ازآن زي zi از جنس توسکا را روي هم قرارمي دادند قبل ازگذاشتن چوبها سنگي در زير آنها مي گذاشتندتا رطوبت وارد كندوج نشود، بعد از آن تخته كندوج را روي چوبها و چهار ستون از جنس درخت های بادوام منطقه مانند آزاد، پلت یا لی را در چهار گوشه تخته كه به آن پاي كندوج مي گفتند، نصب مي كردند. روي پاها كه ستون كندوج بود تخته اي گرد به نام پَر/ Par / كه بين پا ولار/ Lar / قرار مي گرفت، مي گذاشتند.کارکرد پر این بود که مانع از ورود موشها به خزانه برنج می شد.

لار چوبي بود كه به طرز افقي روي پاي كندوج قرار مي گرفت و هر لار پوشاننده سطح دو ستون يا پاي كندوج است. بعد از آن واشانها[1] را بصورت عمودي روي آنها قرار داده و روي آن را كاه گِل مي ريختند و كف كندوج ساخته مي شد. براي ساختن تخته، شاخه هاي ضخيم درختان (زگال) را در كنار هم قرار مي دادند و بوسيله ويريس آنها را به هم متصل مي نمودند. سپس شروع به ساخت مخزن كندوج مي كردند و پس از تمام شدن ديواره هاي آن سر چوبها و بعد آجار/ Ajar / را قرار مي دادند و توسط ويريس به يكديگرمتصل مي كردند اين كار باعث استحكام بيشتر مي شد و  مي توانست پوشش گالي Gali / / سقف را تحمل كند.

 [1] - تيرهاي چهار تراشي كه معمولاً به گونه اي موازي زير بام و روي لار با فواصل برابر چيده مي شود و تخته یالمبه بر آن ميخ مي گردد.

گیاهان معطر و دارویی رامسر: ترش واش

 

نام این گیاه معطر و ترش مزه به گیلگالشی "ترش واش " است. در مناطق مرطوب و زیر درختان و لای بوته های چاه به وفور یافت می شود. ترش واش بیش تر برای تهیه خورشت آبکی (ترش قله  و بویا قاتوق) استفاده می شود.

طرز تهیه این خورشت این گونه است که ترش واش را پس از تمیز کردن و شستن به مانند سرمه ساییده و با گوشت می پزند و در پایان بویه( برنج نم داده ساییده شده) به آن می افزایند تا کمی غلیظ شود و هنگامی که کاملا بویه پخته شد به همراه برنج می خورند. آبکی یا ترش قله خورشتی بسیار خوشمزه و خوش بو به دست می آید که با ماهی (کلی یا ماهی شور) بسیار می چسبد.

البته در برخی از مناطق رامسر به همراه ترش واش چند سبزی دیگر از جمله جعفری و اسفناج و ترش تره می افزایند که بو و طعم آن کمی با آبکی فرق دارد.

گیاهان معطر رامسر

در رامسر گیاهان معطر و خوش بوی وجود دارد که برخی از آن ها به عنوان سبزی خورشت و یا گیاه دارویی به کار می رود. از جمله این گیاهان می توان به سنجرق (سنجرغ ) در رامسر یا انارجیجه در رودسر و شش شاخ اشاره کرد. در این جا شش شاخ معرفی می شود.

شش شاخ يا شوشاخ

(اصطلاح گياه شناسي ) گونه اي گياه خاردار از تيره چتريان که داراي برگهاي نسبتاً بزرگ با بريدگيهاي عميق است . لبه برگها نيز مضرس است و لبه تضاريس به خار تيزي منتهي مي شود (وجه تسميه اين گياه به مناسبت وضع بريدگيهاي پهنک برگ آن است ). گلش سفيد آبي رنگ است . اين گياه در مزارع و لبه جويهاي اکثر نقاط دنيا از جمله ايران فراوان است . قرصعنه . قرسعنه . ايرنج . قرصنه . شنذاب . شوکه ابراهيم . ارينجيون . ارنجيون . کمافيطوس . (فرهنگ فارسي معين ). رجوع به مترادفات کلمه شود.

 

شش شاخ

فارسى من شش شاخ است ، در مازندران به من "رولنگ " و در شهسوار "ششاك " و رامسر "شوشاخ" گويند كه در واقع شش شاخ است . عربى من "قرصعنه مسدس " است .

در داروسازى سنتى ايران به بسيارى از خارهاى دارويى كه تعداد آنها از ده گونه بيشتر است ، قرصعنه گويند، ولى مراد از مطلق آن من مى باشم.

 گياه من خاردار و از تيره چتريان است ، داراى برگهاى بزرگ با بريدگيهاى عميق مى باشد. لبه برگهاى من مضرس و هر لبه به خارى منتهى مى شود و بعلاوه تمام قسمتهاى گياه من حتى گل آن خاردار است .

برگهاى من قهوه اى رنگ و كله قندى بوده ، بوى هويج مى دهد و در بعضى از انواع بيابانى من تا عمق دو مترى در زمين فرو مى رود. گلهاى من با اين كه نوش فراوان دارد، مورد استفاده زنبور عسل نيست . قسمتهاى هوايى گياه مرا هنگامى كه تر و تازه است ، مى توان پخته و خورد و بهترين سبزى خورشتى است .

تمام قسمتهاى گياه من پيشاب آور و ملين بوده ، و اشتها را زياد مى كند و عادت ماهانه بانوان را باز مى نمايند.

خوردن بيخ من اشتها و شهوت را زياد مى كند و پادزهر سموم است ، و جوشانده آن مسكن درد پهلو است . آشاميدن جوشانده بيخ من با شكر، بادشكن بوده و جهت از بين بردن نفخ و درد پهلو مفيد است . ادرار، شير و عرق را زياد مى كند و سنگ كليه و مثانه را مى ريزاند و براى دلپيچه نافع است .

مرباى بيخ تازه من خوشبو كننده شكم و محرك باه است . عصاره بيخ من باز كننده حيض است . عصاره بيخ من باز كننده حيض است ، ضماد بيخ من با آرد جو و برگ كاسنى نرم كننده ورمهاى سخت مى باشد.

 

http://www.ghadeer.org/salamat/KHORAKY/KHORAKY3/zaban302.htm

 

بيوه زا ـ شش شاخ

مزاج :گرم است .
خاصيت :لطيف و تحليل برنده .
مفاصل :در علاج کزاز مفيد است .
سر :آب پزش را در دهان بگردانند داروي درد دندان و در علاج هر نوع نزله مفيد است و ريشه هايش نيز همين کارها را انجام مي دهد .
نفس :در بيرون راندن خون از سينه مفيد است .
اندام هاي غذا :بيخش علاج استفراغ پي در پي است .
اندام هاي راننده :بيخش در علاج تراوش رطوبت هاي هميشگي زهدان مفيد است .

شقاقل 

 

شقاقل . [ ش َ ق ُ ] (اِ) گزر صحرایی و هشفیفل . (ناظم الاطباء). اشقاقل . شقیقل . هشقیقل . ششقاقل . گزر بری . ریشه ٔ گزر بری . (فرهنگ فارسی معین ). زردک صحراییست و بهترین آن سطبر و سنگین و به زردی مایل باشد، اگر زن به خود گیرد بچه بیندازد و آنرا جزر اقلیطی خوانند. (برهان ) (آنندراج ). حشفیفل . صاحب مالایسع گوید: کلمه ٔ شقاقل نبطی باشد. اشقاقل . زردک ریگی . ششقاقل . درختی هندی است و در داروها بکار برند. (یادداشت مؤلف ). گزر دشتی . بیخش را بهمن خوانند. (نزهةالقلوب ) (از صیدنه ٔ ابوریحان بیرونی ). اشقاقل ، آن تخم گزر بری است . (بحر الجواهر). اشقاقل است .(ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بیخی است پرگره و باقروحه و اندک شیرینی و به سطبری انگشتی و دراز و ساق گیاه او پرگره و در هر گرهی برگی رسته و ثمرش بقدر نخود سیاه و مملو از رطوبت و گلش بزرگتر از بنفشه و منبتش در زیر اشجار متراکم و مکان نمناک . و مستعمل ، بیخ او. قوتش تا چهار سال باقی است . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ).

- مربای شقاقل ؛ شقاقل که در شکر پزند و چون به غلظت رسید بکار برند و از خوشمزه ترین مرباهاست .

|| (اصطلاح گیاه شناسی )شش شاخ است که گونه ای از گیاهان خاردار از تیره ٔ چتریان است و قرصعنه و قرسعنه و شوکه ٔ ابراهیم و قرصنه و شغذاب و ارینجیون و ارنجیون و ایرنج و کمافیطوس نیز نامند. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به شش شاخ و مترادفات دیگر شود. || جنسی از ماهی ریزه .(ناظم الاطباء). جنسی از ماهی ریزه که بجهت قوت باه خورند. (برهان ) (آنندراج ) :

چند شقاقل خوری که سستی و قوت

بازنگردد به تو به زور شقاقل .

 

خواص گياهان دارويي حرف(ب)

«ب »
بابونه
گياهي است که گلهايش به رنگهاي زرد ،سفيد و ارغواني يافت مي شود و گياهي است مشهور و شناخته شده .
ازبرگ و گل بابونه قرص مي سازند و ساقه آن را مي خشکانند و نگاه مي دارند. اکثراً در زمينهاي خشن و نزديک به کناره هاي زمين مي رويد .در بهار کنده و جمع آوري مي شود .
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت درماني :باز کننده است ، غليظ را لطيف مي نمايد ،سستي مي آورد ، گدازنده است با کمي جذب يا اصلاً جاذب نيست .
دمل و جوش :بوسيله ي قوت سست کنندگي و تحليل که در آن موجود است ورم هاي گرم را فرو نشاند و تصلبات کم را نرم مي کند.خوردن آن در مداواي ورم سخت داخلي مفيد است .
مفاصل :کشيدگي را سستي مي دهد .همه اندام هاي عصبي را تقويت مي نمايد و براي رفع خستگي از هر دارويي سودمندتر است ، زيرا حرارت بابونه به حرارت جاندار مي ماند .
سر :مغز را تقويت مي کند ،در مداواي سر درد سر ، تخليه سر از مواد ناسازگار مؤثر است .زيرا مي گدازد و جذب نمي کند .زخم هاي دهان را بهبود مي بخشد .
چشم :ضماد آن جوش ترکيده چشم (غرب )را شفا مي دهد و در مداواي رمد و تيرگي و جوش و خارش و حرب چشم سودمند است .
سينه :خون را ازسينه پاک مي کند و بر مي آورد .
اندام هاي غذا :يرقان را از بين مي برد .
اندام هاي دفعي :هرنوع از بابونه به ويژه بابونه اي که گل ارغواني دارد در ادرار بول و بيرون آوردن سنگ مؤثر است .در علاج دردهاي سرد و گرم مثانه بابونه را بر مثانه مي بندند .
تب ها :براي تب هاي سبک و ورم هاي گرم دروني که هنوز به طور کامل نرسيده باشند سودمند است . اما در تب هاي بسيار شديد و در ورم هاي گرم تمامي رسيده اثري ندارد .
بابونه چشم گاو يا اقحوان
به قول ديسقوريدوس :برخي از مردم ، اقحوان را اماريون ، برخي قورينبون و گروهي ازقسمون مي نامند .
اقحوان دو صفت دارد :زرد مايل به سرخي و سفيد .نوع سفيدش قوي تر است .
گياه آن داراي چوبهاي نازک است ، گل آن سفيد و مدور و وسطش زرد است . بويي سنگين دارد و مزه اش به تلخي مي زند،گل اقحوان به گل مرو مي ماند. تند مزه و تند بو است .
خاصيت درماني :گرمي بخش ، رساننده علاج انواع انسداد است و نوع سرخ رنگ آن قابض و مانع سيلان است . تحليل مي برد ليکن در گيرندگي و خشکانيدن از گدازندگي قوي تر است .
اقحوان عرق آور است و اگر روغنش را بر اندام بمالند عرق مي آورد .
تحليل برنده و لطافت بخش است و همه رگها را باز مي کند .
اندام هاي سر:خواب آور است و بو کردن تازه آن سبب خوابيدن مي شود. روغن اقحوان درد گوش رادرمان مي کند .
مفاصل :در مداواي پيچش ، پي ، پارچه پشمي را در اقحوان آب پز شده مي خيسانند و بر جاي دردناک مي گذارند مفيد است .
دمل و جوش :ورم گرم معده و خون بند آمده در معده را از بين مي برد و در علاج ورم هاي سرد نيز مفيد است .
زخم و زخم هاي چرکي :در مداواي ناصور و قرحه هاي پليد و برکندن خشک ريشه و علاج زخم هاي پي مفيد است .
اندام هاي تنفس و سينه :اگر خشک شده آن را با سکنجبين و نمک بخورند در علاج «ربو »مفيد است .
اندام هاي غذا :براي فم المعده بد است ليکن چيزهايي را که با معده سازگار است و بسوي معده مي آيند تحليل مي برد و مي خشکاند و خون بند آمده داخل معده را آب مي کند .
اندام هاي دفعي :شديداً ادرار آور است .اگر با عسل آب باشد خون منعقد در مثانه را حل مي کند . گل اقحوان اگر با عسل آب خورده شود سنگ مثانه را خرد مي نمايد .
شکوفه اقحوان و استعمال روغن آن در نزد زنان بول و حيض را ريزش مي دهد .استعمال روغن اقحوان نيز مدر است و سفتي زهدان را از بين مي برد و آن را باز مي کند .
روغن آن سودا و بلغم را بيرون مي دهد و در علاج ورم هاي گرم لبه مقعد و ترکاندن بواسير مفيد است . در علاج ترک هاي آب ريز و قولنج و درد مثانه و سفتي طحال مفيد است .

بار سرو

ضماد آن در علاج فتق و ورم ها سودمند است .

بارزد (قنه )

ديسقوريدوس گويد :قنه انگم گياهي است که به خيزران مي ماند و در سوريا يعني در شام مي رويد.بعضي آن را (مکانيون )گويند .نوع بهتر متراکم تر است که به کندرشبيه است و با دست خرد مي شود .
مزاج :گرم و خشکاننده است .
خاصيت :نرمي بخش ، تحليل برنده ، بادشکن ، گرمي بخش و التهابي و جاذب است و از آن داروهاست که شايد گوشت را تباه سازد .
آرايش :جوش هاي عدسي را قطع مي کند .
ورم :داراي خنازير است .
قرحه :با سرکه بر زخمهاي شيري بمالند خوب است .
مفاصل :در علاج خستگي و کزاز و ترنجيدن ماهيچه مفيد است .
سر :داروي سردرد است . صرعي دار آن را بو کند بهوش آيد . علاج گيجي و بيهوشي است . داروي دندان درد و دندان کرم خورده است . درد سرد گوش را درمان مي کند .
اگر با روغن سوسن باشد و نيمه گرم در گوش بچکانند ورم و درد گوش را سودمند مي آيد و هيچ آزاري ندارد .
سينه :علاج برنشيت و سرفه هميشگي است .
اندام هاي راننده :در ريزش دادن حيض بسيار قوي است . اگر بردارند خفگي زهدان را معالجه مي کند .
زهرها :پادزهر تير زهرآلود ، و سم مار و کژدم است . دودش حشرات موذي را تار و مار مي کند .

بادرنگبويه

مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :در علاج همه بيماريهاي بلغمي و سودايي مفيد است .
آرايش :در خوشبو کردن دهان بسيار مؤثر است .
زخم و قرحه :داروي گرمي سودايي است .
سر :بندآمده هاي راه به دماغ را باز مي کند و بوي گند دهان را از بين مي برد .
سينه : شادي آور ، توان بخش قلب ، علاج خفقان است .
اندام هاي غذا : کمک هضم غذا است و داروي سکسکه مي باشد .

بادنجان

نياز به معرفي ندارد . تازه ترش سالم تر است و کهنه اش بد است و مزه و مزاج قليا را دارد .
مزاج :به عقيده ابن ماسرجويه سرد مزاج است . ليکن در حقيقت چون تلخي و تندي دارد گرمي و خشکي در درجه دوم غالب آمده است .
خاصيت :سبب سودا و انسداد مي شود .
آرايش : پوست را بد رنگ و سياه مي کند . رنگ را زرد مي گرداند . بادنجان کوچک همه پوست است و لکه هاي سياه صورت را سبب مي شود .
دمل و جوش :پديد آورنده ورم هاي سرطاني و سخت و جذام است .
اندام هاي سر : انسداد ، سردرد و جوشهاي دهان را بوجود مي آورد .
اندام هاي غذا : گرفتگي هايي براي کبد و طحال در بر دارد . اما اگر آن را با سرکه بپزند گرفتگي کبد را باز مي کند .
اندام هاي دفعي : باعث بواسير است ، وليکن اگر دنباله هاي بادنجان را در سايه خشک کنند براي دفع بواسير خوب است . بادنجان به رواني و قبضي شکم کاري ندارد .اما اگر در روغن بپزند روان کننده و اگر با سرکه بپزند قابض است .

بادام

نياز به معرفي ندارد .بادام از گردو کم روغن تر است اما گردو از بادام زود هضم تر است .
مزاج :بادام شيرين تقريباً در گرمي و تري معتدل است و کمي سوي تري مي گرايد .
بادام تلخ گرم و خشک است .
خاصيت :انگم درخت بادام تلخ گيرنده و گرمي بخش است . بادام عموماً زداينده و پاک کننده و بادکننده هست . ليکن بادام تلخ لطافت بخش است و زدايندگي بيشتر دارد و از اينرو در باز کردن قوي تر از بادام شيرين است
آرايش :بادام تلخ علاج لکه هاي سياه ،کک و مک ، اثرها و گرمي زدگي ها مي باشد .
ترنجيدگي رخساره را سر حال مي آورد.بيخ بادام تلخ را بپزند و بر لکه هاي سياه بگذارند بسيار مفيد است .خوردن بادام شيرين فربهي مي آورد .
ورم و جوش :بادام تلخ با آب انگور کهنه علاج شري است (آبله ريزهاي سرخ و آزار دهنده ).
قرحه :با عسل بر پوست بمالند مورچگي و ساعيه (ريز تر از مورچگي ) را علاج مي کند .با سرکه يا آب انگور کهنه داروي بيماريهاي ويروسي پوستي يا(پوست انداختن ) و تلخ از شيرين کاري تر است .
سر :بادام و به ويژه تلخ کوبيده و سائيده داروي درد گوش و صداها و وزوزگوش است .با بادام و آب انگور کهنه سر را بشويند رطوبت و سپوسه و شوره را از ميان بر مي دارد و خواب مي آورد .
چوب درخت بادام تلخ را بکوبند تا تمام نرم شود، آنگاه با سرکه و روغن گل مخلوط کنند و بر پيشاني ببندند سردرد از بين مي رود .روغن بادام تلخ هم داروي سردرد است .
چشم:تقويت ديد مي کند .
سينه :بادام تلخ با نشاسته گندم داروي خون بر آوردن است و در علاج سرفه مزمن و برنشيت و ذات الجنب مفيد است .
روغن بادام شيرين و قاوت بادام در علاج سرفه و خون برآوردن مفيد است .
اندام هاي غذا :بادام و به ويژه بادام تلخ راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي کند .
بادام تلخ دهانه رگهاي دهان بسته را باز مي نمايد .
چغاله بادام که با پوست باشد ديرهضم است ،کم غذاست وخلطش خوب است .
چغاله را با پوست بخورند رطوبت معده را بر مي چيند .و اگر همراه شکر بخورند زود سرازير مي شود .
قاوت بادام شيرين بر معده گران است و زرداب را بوجود مي آورد .
اندام هاي دفعي :بادام تلخ راه بندان گرده را باز مي کند ،روغن بادام تلخ تنقيه کننده کليه و مثانه است و اگر با زنبق بخورند سنگ را خرد مي کند .
بادام تلخ و روغن زنبق و روغن گل را ضماد کنند براي کليه مفيد است . بادام تلخ داروي درد ،ورم گرم ،سخت شدن و خفه شدن زهدان است .
علاج بي اختيري ادرار و درد گرده است .بادام تلخ را بردارند حيض را ريزش مي دهد .
بادام شيرين که زدايندگي دارد و بادام تلخ که از آن زداينده تر است و هر دو براي قولنج داروي خوبي هستند .
روغن بادام که از بادام جدا شود لطيف تر و سبک تر مي شود .
زهرها :براي گزيده سگ هار مفيد است .

بارهنگ

دو نوع از اين گياه موجود است :يکي بزرگ و ديگري کوچک .بارهنگ بزرگ سودمندتر است .
مزاج :خشک و تر است .
خاصيت :برگ به علت داشتن ماده آبي سرد گيرنده است و نزيف خون را بند مي آورد .
خشک آن گزنده نيست بلکه براي دمل هاي کهنه و نو بهترين علاج است .
ورم و جوش :در مداواي ورم گرم ، سوختگي ، مورچگي ، شري ، باد سرخ ، ورم هاي بيخ گوش و خنازير بسيار خوب است .
زخم و قرحه :براي معالجه زخم چرکي پليد ، آتش فارسي که ساري باشد ، قرحه هاي هميشگي ، زخم هاي گود ،از هر دارويي پيشي گرفته است .
بارهنگ مخلوط با گل اندلسي (قيموليا )و سفيداب را بر باد سرخ بگذارند شفا مي دهد .
مفاصل :ضماد بارهنگ را بر پاغر بگذارند بازدارنده سردي است و آماس را فرو مي نشاند .
سر :درد گرم گوش را تسکين مي دهد ،آب پز ببخش را در دهان بگردانند دندان درد را آرام مي کند .بارهنگ به جاي سلق (نوعي چغندر)در شورباي عدس بريزند و بخورند براي صرع مفيد است .
افشره برگ بارهنگ را در گوش بچکانند درد گوش تسکين مي يابد .
بيخ بارهنگ را بجوند و آبش را در دهان بگردانند علاج دندان درد است و زخم و جوش درون دهان را شفا مي دهد .
چشم :سرمه کش را به افشره بارهنگ بمالند و در چشم بکشند رمد را بر طرف مي نمايد .
نفس کش :بارهنگ را بجاي سلق در آش عدس بريزند براي برونشيت مفيد است .
تخم بارهنگ علاج خون برآوردن است .
اندام هاي غذا :بجاي سلق بارهنگ را با عدس بپزند در باز کردن راه بندان کبد ، درد گرده ،بيماري استسقا مفيد است .
اندام هاي دفعي :تخم بارهنگ را بخورند يا آبش را در وارد کردن به صورت(آمپول- شياف...)بکار ببرند براي زخم روده ، اسهال مراره اي مفيد است و خونريزي بواسيير بند مي آيد .
تب ها :گويند علاج تب سه گوش (تب نوبه )است .
زهرها :بارهنگ و نمک را برگزيده سگ هار بگذارند سودمند است .

بارهنگ آبي

مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :گويند هيجان را فرو مي نشاند .
اندام هاي دفعي :گويند در مداواي زخم روده ، پيچش و درد روده ، درد زهدان ، سودمند و ادرار بول و حيض مي کند و در علاج فتق مؤثر است .
زهرها :پادزهر خرگوش آبي و افيون و غيره است .

باقلا

باقلاچندين نوع است :آنچه ما مي شناسيم ، باقلاي مصري ، نبطي و هندي است .
باقلاي نبطي از همه قابض تر و مصري از همه رطوبتي تر است .
اگر باقلادير هضم و نفاخ نبود ، از لحاظ غذايي خوب از افشره جو کمتر نمي بود بلکه خوني که از باقلا پديد مي آيد از خوني که از افشره جو غليظ مي آيد پر مايه تر و قوي تر است .
بهترينش باقلاي سفيد و چاق است که کرم زده نباشد .
بدترينش باقلاي تازه و تر است و بهتر آن است که زياد در آب خيس شود و خوب بپزند و آن را همراه فلفل و نمک و شيره ي انگدان وسعتر و روغن هاي ديگر بخورند .
اما باقلاي هندي در اندازه اي ويژه تنها در داروهاي استفراغ و روان ساختن شکم بکار مي رود .
مزاج :تقريباً معتدل است و گرايش به سوي سردي و خشکي دارد .داراي رطوبتي بيش از لزوم است و بخصوص باقلاي تر بيش از خشک آن تر مزاج است .
باقلاي تربارطوبتي که دارد و با سردي که در آن هست مي تواند کشنده باشد . و آنهايي که مي پندارند سردي باقلا در درجه دوم است زياده روي کرده اند .
خاصيت :اندکي زداينده و بسيار نفاخ است . اگر خوب بپزند ولي نه همچون افشره جو باشد و در وقت پختن چندين بار آب آن را عوض کنند حالت بادزايي را از دست مي دهد .
اگر باقلا را پوست بکنند و مغزش را در ديگ بسايند و حرکت ندهند بادزايي آن کاهش مي يابد .
باقلاي در روغن جوشيده کم باد است وليکن دير هضم تر هم هست .
نپخته باقلا با پوست ، بادش بسيار است و شايد آرد آن کم بادتر باشد . باقلاي نبطي قابض است و پوستش از همه اجزايش قابض تر است و زداينده نيست .
باقلاي مصري از همه انواع باقلها قبض تر و زداينده تر است و گوشت سست ايجاد مي کند و خلط هاي غليظ مي آفريند . ولي بقراط باقلاي مصري را به خوبي تغذيه ستوده و آن را مايه بهبودي مي داند .
اگر باقلا را به دو نيم کنيم و بر جاي نزيف بگذاريم خون بند مي آيد .
اگر مرغي از باقلا تغذيه کند و کسي تخم آن مرغ را بخورد خوابهاي پريشان مي بيند .
باقلاخارش با خود مي آورد به ويژه باقلاي سبز بسيار خارش آور است .
آرايش :پوست باقلا را بر مو بگذارند نرم و نازک مي شود .
باقلا و به ويژه اگر با پوست باشد بهکلک و پيس را از صورت مي زدايد و لکه هاي سياه و نقطه ها را از بين مي برد و رنگ و روي را زيبا مي کند .
دمل و جوش :ضماد باقلا با آب انگور کهنه آماس بيضه را فرو مي نشاند .
زخم و قرحه :درعلاج قرحه ماهيچه مفيد است .
مفاصل :در مداواي ترنجيدن ماهيچه و ضماد آب پزش با پيه خوک در نقرس سودمند است .
سر :سردرد مي آورد و هر کس به سردرد مبتلا است از خوردن باقلا زيان مي بيند .
ماده اي سبز در اندرون باقلاي مصري هست که تلخ مزه است اگر آن را بکوبند و با روغن گل مخلوط کنند و در گوش دردمند بچکانند درد از بين مي رود .
چشم :باقلا را با عسل و شنبليله ضماد کنند و بر چشم بگذارند براي پژمردگي چشم و نقطه سرخ داخل چشم مفيد است .
باقلا با کندر و گل محمدي خشيکده و سفيده تخم مرغ ضماد شود داروي برآمدگي چشم است و به ويژه اگر کره چشم برآمده باشد .
اندام هاي تنفسي :براي سينه خوب است .داروي خون برآوردن و سرفه است .اگر باقلا را با عسل و آرد شنبليله مخلوط کنند آماس گلو و لوزتين را فرو مي نشاند .
ضمادش براي آماس پستان و پنير شدن شير در پستان داروي خوبي است .
اندام هاي غذا :دير هضم است ، زود سرازير مي شود و زود بيرون مي رود .علاوه بر اين سبب انسداد مي شود .باقلاي پوست نکنده را در سرکه بپزند مانع استفراغ مي شود .باقلاي هندي مؤثرترين عامل قي کردن است. اندام هاي دفعي :باقلا را با سرکه و آب بپزند اگر با پوست باشد داروي اسهال مزمن است .
در مداواي خراش روده مفيد است و به ويژه باقلاي نبطي بيشتر مؤثر است و قاوت آن هم همين کنش را دارد .قاوت چنانکه هست يا شوربا شود فرقي نمي کند .
ضماد باقلا ورم رگ هاي بيضه را فرومي نشاند و به ويژه اگر با آب انگور کهنه بپزند کمترين مقدار باقلاي هندي خورده شود اسهال مي آورد .

بدل مرجان

مشهور است .سنگي است که از دريا بيرون مي آورند و به رنگهاي سرخ ، سياه و سفيد يافت مي شود .
مزاج :سرد و خشک است .
خاصيت :گيرنده است و نزيف راباز مي دارد .خشکندگي آن بيشتر از گيرندگي و بسيار خشکاننده است .
زخم و قرحه :گوشت زيادي را از بين مي برد .
چشم :چشم را جلا مي دهد و تقويت مي کند و به ويژه اگر سوخته آن را شستشو دهند مؤثرتر است .رطوبت هاي چشم را بر مي مکد و اثر قرحه هاي چشم را از بين مي برد و در مداواي (دمعه )مفيد است .
اندام هاي تنفسي :در باز داشتن خون بر آوردن و در بيرون راندن خون مؤثر است و در اين باره سيال آن همان تأثير را دارد .و به ويژه سوخته شسته آن که ازجمله داروهاي تقويت قلب و تسکين خفقان قلب بشمار مي آيد. اندام هاي غذا : محلول آن در علاج آماس طحال مفيد است .
اندام هاي دفعي :داروي زخمهاي روده است .

برباله

اين گياه داراي ساقه بزرگ و گره دار و ناصاف و شبيه فريز است . تخم زيادي دارد .خوشبو است و زبان را مي خارد . اين گياه در ميان برگهايش و نزديک ساقه گل هاي بنفش رنگي توليد مي کند که شبيه گل بنگ است هرچه خوشبوتر باشد بهتر است .ساقه هاي آن از اجزاي ديگرش مفيدترند .قوت آن با قوت سوسن زرد برابر و از اذخر قوي تر است .
مزاج :اين گياه گرم و خشک است و شهرت دارد که گرمي آن بيشتر از خشکي است .
خواص درماني :تمامي اجزاي اين گياه در باز کردن و تسکين دردهاي دروني مفيد است به ويژه خيسانده آن .
مفاصل :اسارون و به ويژه خيسانده آن در مورد بيماري اعصاب(سياتيک) درد مزمن سرين بسيار مؤثر است .
چشم :اين گياه در معالجه ستبري قرنيه مفيد است .
اندام هاي تغذيه : بر باله در معالجه بند آمدگي هاي کبد و سخت شدن اين عضو بسيار مفيد و در مداواي يرقان نيز مفيد است .
اندام هاي دفعي : برباله با تقويت مثانه و کليه به دفع بول کمک مي کند . داراي خاصيت مسهل است .

برغست (قنابري )

مزاج :گرم است .
خاصيت :لطيف ،زداينده ، تکه کننده
آرايش :لکه هاي سياه و بهک را مي زدايد و بدون شک خوردنش يا ضماد گذاشتنش بهترين برنده وضح (لکه هاي سپيد صورت )است ، که در ظرف چند روز اين کار را مي کند .اين دارو را عرب ها مي شناسند .
زخم و قرحه :ضماد برگش زخمهاي چرکي پستان را علاج است .
سر :آبش را به بيني بکشند رطوبت هاي غليظ را علاج مي کند .
نفس کش :شش را مي پالايد و راه بندان ها را باز مي کند .
اندام هاي غذا :راه بندان هاي کبد و طحال را باز مي نمايد .
اندام هاي راننده :آبش شکم را روان مي سازد ،ضماد برغست بواسير و درد و پيچش روده را باز مي دارد و سفتي زهدان را نرم مي کند و کيموس هاي غليظ را بيرون مي راند .
زهرها :برغست پادزهر همه حشرات موذي است .

برنج

دانه اي است مشهور .
مزاج :گرم و خشک است ، برخي گويند از گندم گرمتر است .
خاصيت درماني :برنج غذاي خوبي است و کمي به خشکي مايل .اگر برنج را با شير و روغن بادام بپزند نيروي غذايي آن بيشتر و بهتر مي گردد و ديگر خشکاننده و بند آورنده نيست به ويژه اگر برنج را شبي در آب سبوس بخيسانند .
برنج به کندي سردي مي دهد و براي جلا دادن خوب است .
اندام هاي دفعي :برنج آب پز تا حدي قبض کننده است .شير برنج آب پشت را زياد مي کند و قبوضيت ندارد .مگر آنکه آن را در پوسته بسيار بجوشانند و آب آن را بخار کنند .اگر برنج را در آب سبوس بخيسانند اين قبوضيت را به کلي از دست مي دهد.

برطانيقي

برخي گويند بستان افروز است و قسمي گويند غيرآن است و برگش به برگ ترشک کوهي مي ماند ولي اين از ترشک بهتر است و تقريباً سيه فام است .
خاصيت :برگ آن بسيار قابض است .
زخم و قرحه :زخم و زخم ها را بهم مي آورد.
سر :داروي جوش هاي دروني و زخم هاي کهنه دهان است و بايد در مداواي جوش هاي دهان رب آن استعمال شود که بسيار سودمند است .

برگ کابلي

گياه برگ کابلي که عبارت از دانه اي هندي است دو نوع مي باشد :کوچک و کم شاخه ،بزرگ و پرشاخه .کوچک آن بهتر از بزرگ آن است .
دانه برگ کابلي را از هندوستان يا سند مي آورند .
مفاصل :دربرکندن بلغم بسيار خوب است .
اندام هاي دفعي :براي راندن بلغم روده ، کرم کدو و ساير کرم ها بسيار مؤثر است .

بسباسه

نوعي گردو است که به حجم مازو مي باشد . پوستش نازک و زودشکن است و بوي خوش و تند دارد .
خاصيت :قبوضيت دارد .
آرايش : کک و مک را مي زدايد و بوي دهان را خوش مي کند .
چشم :تقويت ديد مي کند و داروي سبل است .
اندام هاي غذا :کبد و طحال و معده و به ويژه فم معده را تقويت مي دهد . شکم را بند مي آورد . مدر و داروي عبي اختياري ادرار است ، اگر با روغن ها مرهم شود مسکن درد است ، و پرزه (شياف زنانه ) سودمند و مانع استفراغ است .

بسپايک

بسپايک عبارت از چوبي است باريک ، خاکي رنگ ، گره دار و کمي به سياهي و سرخي مي زند يا مايل به سبز است .
شاخه هايي دارد شبيه به کرم هايي که پاهاي بسيار دارند . مزه اش تا اندازه اي شيرين و گس است .
برخي گويند :بسپايک روي درختي در مردآب ها مي رويد . و پاره اي مي گويند بر سنگ ها نمو مي کند . بهترينش آن است که ستبري آن به اندازه ي انگشت کوچک و رنگش مايل به سرخي باشد و در درجه دوم نوع زرد پرمايه و شاداب و ترد که کمي تلخي و گوارايي همراه گسي دارد و مزه اش به مزه ي ميخک شباهتي دارد ،خوب است .
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :گدازنده ، رساننده ، بادشکن و راننده رطوبت است .
مفاصل :ضمادش در پيچش عصب سودمند است .
اندام هاي دفعي :بدون درد دادن شکم را روان مي کند ، بلغم و کيموس آبي را بيرون مي راند . در مداواي قولنج بسپايک را در آبگوشت خروس يا ماهي يا آش حبوبات داخل مي کنند .
بيخ بسپايک را بکوبند و گرد آن را با عسلاب سبک مخلوط کنند و از آن بخورند مراره و بلغم را بيرون مي آورد .

بشام

درختي است مصري ،بو و برگش به برگ و بوي فيجن شبيه است . ليکن برگ بلسان سپيدتر است . تنه درخت بلسان به تنه درخت حضض ( فليزهره )مي ماند .از حيث تأثير درماني روغنش از دانه و دانه اش از چوبش قوي تر است .
روغن :شيره آن را بعد از طلوع ستاره دو خواهر مي گيرند .با نيشتر تنه آن را سوراخ مي کنند و هر شيره اي که از آن تراوش مي کند بوسيله ي پنبه دانه بر مي دارند و هر ساله بيشتر از چند رطلي جمع نمي شود .
مزاج :گرم و خشک
خاصيت درماني :انسداد را باز مي کند و در بيماري هاي دروني سودمند است .
زخم و قرحه :بشام و به ويژه اگر با زنبق باشد زخم را تنقيه مي کند و پوسته استخوان را بيرون مي کشد .
مفاصل :خوردنش براي مداواي يماري اعصاب و تناول پخته شده آن در علاج ترنجيدگي مفيد است .
اندام هاي سر :سر و زخم هاي سر را تنقيه مي کند ، در مداواي صرع و سرگيجه سودمند است .
اندام هاي چشم : بشام و شيره اش تم چشم را بر طرف مي کند چشم را جلا مي دهد و ديد را تقويت مي نمايد .
اندام هاي تنفسي و سينه :چوب و دانه اش درمان پهلو درد ، برونشيت شديد ، نفس تنگي ، دردسر و شش هستند .
شيره و دانه آن درمان ذات الريه سرد ، و سرفه مي باشد . همه اجزاء آن براي قسمت دروني بالايي شکم سودمند است .
اندام هاي غذا :در ضعف هاضمه مفيد است . پخته آن سوء هضم را از بين مي برد و معده را تنقيه مي کند و کبد را قوت مي دهد .
اندام هاي دفعي :مدر بول است .
درد وپيچ روده (مغص )را درمان است . بخور آن رطوبت زهدان را دفع مي نمايد و آن را خشک مي کند و چاره ساز سردي زهدان است . اگر دود آن را برکشند کليه دردهاي زهدان را از بين مي برد . پخته اش دهانه رحم را باز مي کند . اگر با روغن گل و موم مرهم شود سردي رحم را برطرف مي کند و در بي اختياري ادرار سودمند است .
تب ها :شيره اش تب لرز را علاج است .
زهرها :ضد سموم و درمان مارگزيده است و اگر شيره آن را با شير حيوان بنوشند پادزهر شوکران و به ويژه هر سموم حشرات موذي است .

بشنيز

گياهي است شبيه خاراگوش ، ولي اين به رنگ سبز است و رطوبتي چسبنده دارد .نوعي ديگر از آن هست که شاخه هايش از اين کوتاهتر و برگش پهن تراست. برگ آن ريز و باريک و به رنگ هاي سپيد و زرد در بهارو تابستان پيدا مي شود.
خاصيت :لطافت بخش ، بسيار بازکننده ، ضماد آن فضول را از ريزش به سوي اندام باز مي دارد .
سر :ضمادش سردرد سرد را درمان مي کند .محلول و آب پزش سالمتر است ،از بند آمدن بيني جلوگيري مي کند و علاج زکام مي باشد .
اندام هاي دفعي :سنگ کليه را خرد مي کند .درآب پزش بنشينند حيض را روان مي سازد و قرحه هاي زهدان را پاک مي کند ،خوردن و ضماد آن زهدان بهم آمده را باز مي کند و سختي زهدان را از بين مي برد .

بعل

گياهي است که در بهاران در آب مي رويد و به يونجه و شبدر مي ماند .
شاخه هايش بسيار و تخمش همانند تخم هويچ است .
مزاج :گرم است .
اندام هاي غذا :براي طحال بسيار خوب است .
اندام هاي دفعي :مدر بول است .

بکمون

همان عرفج بياباني و از رده شيرداران و تخم آن چون ساير شيرداران آتشين و اسهال آور است .

بلوط

معروف است .بلوط قابض است و قبوضيت شاه بلوط کمتر است .
بيشتر قبوضيت بلوط از جفت آن است که پوسته داخلي بلوط است .
مزاج :سرد و خشک است .شاه بلوط که از شيريني برخوردار است کمي گرمي در بر دارد .برگ بلوط از بلوط قابض تر و در خشکانيدن کمتر از بلوط است .
خاصيت :در شاه بلوط زدايندگي و در همه انواع بلوط قبوضيت هست . پايين هاي شکم را پر باد مي کند و نزيف ها را باز مي دارد و در اين زمينه برگش از همه بيشتر کنش دارد .
همه انواعش نيروبخش اندام ها مي باشد .شاه بلوط دير هضم است و نيروي غذايي بيشتر دارد.اگر با شکر آميزند نيروي غذايي آن افزايش مي يابد.
جالينوس فرمايد :بلوط تقريباً از حيث غذايي بودن به گندم مي رسد و از ساير حبوبات مغذي تر است .شاه بلوط که شيرين است از بلوط مغذي تراست. ليکن عموماً غذايش براي آدميزاد بسيار خوب نيست .
برخي از مردمان به خوردن بلوط عادت کرده اند ولي چون از آن نان مي پزند سالمتر مي شود و زياني نمي رساند .
دمل و جوش :بلوط مخلوط با پيه بزغاله و خوک نمد سود براي گرفتگي عروق مفيد است .
ثمر بلوط در مداواي ورم هاي گرم که نو پديد باشند مفيد است .
زخم و قرحه :مانع زياد شدن جوش هاي ساري ،(زخم دهان )زخم هاي فراگير (ساعيه )مي باشد ، که در اين حالت بايد برگ بلوط را بسوزانند و سائيده آن را بر زخم بگذارند يا بر زخم بپاشند که در بهم آوردن زخم ها بسيار مفيد است .
سر :چون بازدارنده بخار است سردرد مي آورد و در بند آوردن شکم نيز فعال است .
اندام هاي تنفسي :داروي خون بر آوردن است .
اندام هاي غذا :در علاج رطوبت معده مفيد است .
اندام هاي دفعي :قبض است ، در مداواي خراش و قرحه روده و نزيف خون مؤثر است و بول را فزوني مي دهد .
زهرها :پادزهر حشرات موذي است .آب پز پوست بلوط با شير گاو و پادزهر (سهام ارمني )است .مغزشاه بلوط براي هر زهري پادزهر خوبي است .

بلادر

ميوه اي است شبيه هسته خرما و مغزي دارد همچون گردو ،شيرين مزه است و بي گزند .
پوسته آن متخلخل و سوراخ است و در اين سوراخها انگبيني لزج و بودار موجود است .اگر آن را به دندان بشکنند زياني نمي رساند به ويژه اگر همراه مغز گردو باشد بهتر است .
مزاج :گرم و خشک .
خاصيت :انگبينش سبب قرحه و ورم مي شود و خون و خلط ها را مي سوزاند .
دمل و جوش :ورم هاي گرم دروني را بر مي انگيزد .
مفاصل:در مداواي سردي و سستي عصب و فلج و کجي دهان مفيد است .سر:براي رفع فراموش کاري خوب است وليکن بيماري وسوسه و ماليخوليا را تحريک مي کند .
اندام هاي دفعي :دود آن بواسير را مي خشکاند .
زهرها :از جمله سم هاست .سوزنده اخلاط و بدين سبب کشنده است .
پادزهر بلادر دو نوع است و روغن گردو از قوتش مي کاهد .

بل

گويند خيار هندي است و به خيار کبر مي ماند .مزه اش تلخ و مانند مزه زنجفيل است .
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :قبض است و درون را توان مي بخشد .
اندام هاي غذا :آتش معده را دامن مي زند ،در علاج قي سودمند است و يکي از داروهاي گوارشي است .
اندام هاي دفعي :شکم را بند مي آورد و باد را پراکنده مي کند .

بليله

تقريباً هم مزاج آمله و مغزش شيرين و تقريباً چون فندق است .
مزاج :سرد و خشک است .
خاصيت :هم زداينده و نرم کننده است و هم قابض .
اندام هاي غذا :معده را دباغي و جمع مي کند ، سستي و رطوبت معده را از بين مي برد ، هيچ دارويي در دباغي معده به بليله نمي رسد و فوايد بسيار دارد .
اندام هاي دفعي :شايد شکم را بند آورد .بعضي گويند تنها ملين است و بس .
بليله براي روده مستقيم و مقعد بسيار سودمند است .

بنفشه

گياهي است مشهور و بيخش چون ساير اجزايش نيروي دارويي دارد .
مزاج :سرد و تر است .
خاصيت درماني :خون معتدل بوجود مي آورد .
دمل و جوش :بنفشه و برگ آن را با قاوت جو ضماد کنند ورم گرم را فرو مي نشاند .
زخم و قرحه :روغن بنفشه براي گري (جرب )داروي خوبي است.
اندام هاي سر :بو کردن و بر سر ماليدن آن سردرد را تسکين مي دهد .
اندام هاي چشم :ماليدن و خوردن آن در مداواي رمد گرم مفيد است .
نفس و سينه :بنفشه و به ويژه مرباي آن با شکر درمان سرفه گرم است و سينه را نرم مي نمايد .
شربت آن درمان سينه پهلو و شش است و دراين زمينه ازجلاب بهتر است .(گلاب )
اندام هاي غذا :التهاب معده را از بين مي برد .
شربت آن علاج درد کليه، مليني ملايم است و برآمدن مقعد را فرو مي نشاند. خوردن بنفشه خشک صفرا را بيرون مي راند .

بنک

چيزي است که از هند و يمن مي آورند .گويند تراشه خار مغيلان است .
زرد و سبک و خوشبويش خوب است و سفيد و سنگين آن بد است .
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :اندام ها را تقويت مي کند .
آرايش :پوست را پاک مي کند .رطوبت هاي زير پوست را مي مکد . بدن را خوشبو مي کند .
اندام هاي غذا :براي معده خوب است .
سر :با عقل و هوش ناسازگار است .
خاصيت :اندام ها را تقويت مي کند .
آرايش :پوست را پاک مي کند .رطوبت هاي زير پوست را مي مکد . بدن را خوشبو مي کند .
اندام هاي غذا :براي معده خوب است .

بورک

بورک درتأثير بخشي مانند نمک است و تفاوت اين است که بورک قوي تر از نمک است و قابض نيست .
گاهي آن را در سفاليني بر آتش بريان مي کنند .
خاصيت درماني :بسيارزداينده ،شوينده و قشرانداز است ،تنقيه مي نمايد و خلط هاي غليظ را مي برد .
آرايش :بورک را اگر برمو بپاشند مو را نازک مي کند.ضماد بورک خون را به سطح بدن مي کشاند و رنگ رخساره زيبا مي شود .بورک لاغري را علاج مي کند .ليکن اگر زياد بخورند رنگ را سياه مي گرداند .
زخم و قرحه :در زدودن چرک مؤثر و داروي خارش است . بورک و سرکه علاج جرب است .
مفاصل :از بورک و داروهاي ديگر مرهم مي سازند که بيماري فلج را به تأخير مي اندازد و به ويژه فلج سبک را از بين مي برد و داروي پيچش پي ها است .
سر :درعلاج شوره سر مفيد است .کف بورک را با عسل در گوش بچکانند در پاک نمودن و باز کردن گوش مؤثرو براي علاج کري سودمند است. بورک مخلوط با آب انگورکهنه يا شربت زوفا صداهاي گوش را ازبين مي برد. اندام هاي غذا :براي معده بد است و معده را تباه مي گرداند .ضماد بورک با انجير استسقا را فرو مي نشاند .
اندام هاي دفعي :برداشتن (حقنه )بورک شکم را روان مي سازد . بورک را با آب انگور کهنه و زيره يا پخته فيجن و شبت بخورند درد و پيچش روده (مغص )را از بين مي برد .در رفع درد شکم عموماً از نمک مؤثرتر است .
بورک را با برخي از داروهاي ضد کرم مي نوشند ،کرم ها را بيرون آورد . همچنين شکم و ناف را با آن مسح کنند و نزديک آتش بنشينند کرم ها را مي کشد و در اين زمينه نيز از نمک بهتر است .
زهرها :هربورکي و به ويژه بورک آفريقايي سوخته و ناسوخته و کف بورک نيز بهترين پادزهر قارچ سمي است .
در علاج گزيده سگ هاربورک را با پيه الاغ و خوک قاطي مي کنند و بر زخم مي گذارند .

بويانس

اکثراً بيخ آن را بکار مي برند . انگم و شيره اي هم دارد که انگم از شيره قوي تر است .
بويانس را با روغن زيتون ، آبکامه ، کمي آب انگور کهنه مخلوط مي کنند و بهم مي زنند تا غليظ شود و هرچه پرمايه تر شود مفيد تر است .
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :تحليل برنده است .
زخم و قرحه :از شدت خشک کنندگي که در آن است پوسته استخوان فاسد شده را جدا مي کند و چرک زخم را از بين مي برد .
مفاصل :با اعصاب بسيار ناسازگار است .
اندام هاي تنفسي :زائده هاي غليظ را که در سينه باشند بيرون مي آورد . براي شش خوب است و خوردن وضماد آن داروي ريه وزخم هاي ريه است. اندام هاي غذا :اگر بويانس را بر طحال بمالند يا آن را در آب گرم حل کنند و بر طحال بمالند سختي طحال را از بين مي برد .

بوزيدان

چوبي است ره آورد هندوستان و تأثيرش به تأثير بهمن نزديک است .
بهترينش سفيد و ستبر و راه راه و زبر است .باريک و هموارش که سفيدي آن کم باشد خوب نيست .گاهي آن را بوسيله ي (لعبه بربري )غش مي نمايند .
مزاج :گرم و خشک است .
خاصيت :نرم کننده است و لطافت بخش .
مفاصل :در مداواي درد مفاصل و نقرس مفيد است .
اندام هاي دفعي :شهوت انگيز است .
زهرها :پادزهر است .

بهمن

قطعات چوبي است که عبارتند از ريشه هاي خشک و ترنجيده و ناهموار و برخي سفيد و برخي سرخ رنگ اند .
مزاج :گرم و خشک .
آرايش :فربه کننده .
اندام هاي سينه :براي قوت قلب بسيار خوب و در علاج خفقان مفيد است .
اندام هاي دفعي :در افزايش آب پشت بسيار مؤثر است .

به

مزاج :سرد و خشک است .
خاصيت :به و گل و رغن به قبضند و به شيرين کمتر قبض است .به دانه قبض نيست و ملين است . به دانه از جريان مواد زائد به درون جلوگيري مي کند .به عموماً توان بخش است .
آرايش :بازدارنده عرق است .روغن به داروي ترک هاي ناشي از سرما است .
ورم و جوش :روغن به بهترين داروي مورچگي است .
قرحه :روغن به در علاج زخم هاي چرکي مفيد است .
مفاصل :زياد خوردن به درد اعصاب بدنبال دارد .
چشم :برشته اش را بر آماس گرم چشم بگذارند سودمند است .
سينه :افشره به در علاج نفس بلندي برنشيت و خون برآوردن مفيد است .
به دانه زبري گلو را بر طرف مي کند ،گرفتگي ريه را نرمش مي دهد . لعاب به نيز خشکي قصبته الريه را تر گرداند .
اندام هاي غذا :از استفراغ جلوگيري مي کند ،خمار را مي زدايد ، تشنگي را تسکين مي دهد .
اگر کسي معده اش براي پذيرش زائده آمادگي دارد از خوردن به که معده را قوي مي گرداند فايده مي بيند .به کال تقويت معده مي کند و مانع استفراغ بلغي است .
بول را ريزش مي دهد .گويند اين خاصيتش روي آورد است . شکم را بند مي آورد و قبوضيتش بي منفعت نيست .
به را با عسل بپزند بيشتر بول را ريزش مي دهد اما ممکن است بجاي قبوضيت اسهال بياورد .گاهي سبب قولنج و درد و پيچش روده مي شود . خونريزي حيض را بند مي آورد .افشره به يا روغن به را در ذکر بچکانند سوزش مجراي بول را شفا مي بخشد .
روغن به به نفع گرده و آبدان است .
اگر با غذا به بخورند اسهال مي دهد و اگر زياد بخورند خوراک را قبل از هضم شدن بيرون مي ريزد .
باآب پز به حقنه کنند برآمدگي هاي مقعد و زهدان را بر طرف مي کند .

بيش موش بوحا

بوحا گياهي است که در زمين هاي رستنگاه بيش مي رويد و هر بيشي نزديک بوحا برويد ثمر نمي دهد .
بوحا بهترين پادزهر بيش است .اما بيش موش جانوري است شبيه موش و سوراخش در نزديکي بيخ بيش مي باشد .
هر فايده که «بيش »در علاج برص و جذام دارد «بوحا »هم دارد. بيش موش نيز داروي برص است و در مداواي جذام سودمند ،و پادزهر افعي و ساير سم ها است .

بيدمشک

از نباتات خوشبو است .
خاصيت :ماليدن آب و افشره اش ورم ها را فرو مي نشاند .
سر:شکوفه بيدمشک و بو کردن برگ آن بادهاي متراکم سر را درمان مي کنند .
اندام هاي دفعي :شکم را روان مي کند .

بيش

سمي است کشنده
مزاج :در منتهاي گرمي و خشکي است .
آرايش :اگر بر برص بمالند يا با معجون (بزرجلي )بخورند برص را از بين مي برد و در مداواي جذام نيز سودمند است .
زهر:سمي است کشنده ،فوري که جسم را مي گنداند .پادزهر بيش موش بيشتر است و آن نوعي موش است که از گياه بيش تغذيه مي نمايد . بلدرچين هم از بيش مي خورد و مي ميرد .
با معجون هايي که به منظور جلوگيري از سم بيش درست مي کنند مسک هم داخل است .

بيوه زا ـ شش شاخ

مزاج :گرم است .
خاصيت :لطيف و تحليل برنده .
مفاصل :در علاج کزاز مفيد است .
سر :آب پزش را در دهان بگردانند داروي درد دندان و در علاج هر نوع نزله مفيد است و ريشه هايش نيز همين کارها را انجام مي دهد .
نفس :در بيرون راندن خون از سينه مفيد است .
اندام هاي غذا :بيخش علاج استفراغ پي در پي است .
اندام هاي راننده :بيخش در علاج تراوش رطوبت هاي هميشگي زهدان مفيد است .

بيد بياباني

برگش را پاره کنند شيره قوي مي دهد .
خاصيت :ثمر و برگش گيرنده بي آزارند .به حد کافي مي خشکاند . خاکسترش بسيار خشکاننده است .بيد تر را ضماد کنند خونريزي را بند مي آورد .
برگش را پاره کنند شيري مي دهد که بسيار زداينده و نرم کننده است .
آرايش :خاکسترش را با سرکه بر زگيل بمالند آن را بر مي کند .
زخم و قرحه :بيد بياباني و به ويژه ثمر و برگش ضماد شود زخم ميان استخوان را علاج است ،خاکسترش را با سرکه بر پوست بمالند مورچگي را از بين مي برد .
سر :شکوفه و آبش مسکن سردرد هستند .افشره برگش در زدودن ريم و چرک گوش بي نظير است .
چشم :ثمرو آبش را بر کاسه چشم ضربه خورده گذارند بسيار مفيد است.
شيره اش براي چشم کم سو داروي خوبي است .
اندام هاي غذا :آبش براي علاج بند آمده هاي کبد وبيماري يرقان مفيد است. اندام هاي راننده :ثمرش بهم خوردن خون ماهانه را به اعتدال مي آورد .
منبع: کتاب گياه درماني
نويسنده: فرشته کريمي